بیماری گیاهی گموز پسته از بیماری های مهم پسته دردنیا و ایران بوده و به نام های پوسیدگی فیتوفتورایی طوقه و ریشه، انگومک یا شیره سیاه نیز نامیده می شود. رطوبت زیاد و سنگینی خاک عوامل مهم در بروز و شدت این بیماری هستند.
علائم
بیماری گموز پسته:
کاهش پوشش برگی
بدشکلی و ریزش برگ ها
کلروز و نکروزه شدن برگ ها
ضعف عمومی در اندام های هوایی درختان آلوده و سبز خشکی در قسمتی یا تمام گیاه
تراوش شیرابه در قسمت پایین تنه و طوقه درخت (نزدیک سطح خاک)
قهوه ای تا سیاه رنگ شدن پوست درخت در محل اتصال تنه به ریشه و ایجاد شکاف هایی بر روی آن
کاهش رنگ اندازی پوسته خارجی میوه
کاهش میزان محصول
علائم بیماری گموز پسته روی درختان و برگ ها
راه های پیشگیری و کنترل بیماری گموز پسته:
ضدعفونی ادوات کشاورزی
کاشت ارقام مقاوم به بیماری
جلوگیری از کاشت عمقی نهال ها
جلوگیری از تجمع آب در اطراف طوقه
ضدعفونی ریشه نهال ها با قارچکش قبل از کاشت
حذف درختان خشک شده
تزریق قارچ کش به تنه درختان آلوده
برداشتن بافت های آلوده تا مشاهده بافت های سالم و استفاده از قارچ کش های موثر
آفلاتوکسين ها متابوليت های ثانویه ای هستند که بيشتر توسط گونه های قارچي Aspergillus flavus و A. parasiticus توليد مي شوند. توليد آفلاتوکسين ها معمولا قبل از برداشت محصول و تحت شرایط باغی صورت مي گيرد. تأخير در زمان برداشت، عدم فرآوری مناسب محصول و شرایط نامناسب انبارداری مي تواند به تشدید رشد قارچي و توليد آفلاتوکسين منجر شود.
پوسته سبز پسته به عنوان یک سد فيزیكي در برابر آلودگي مغز پسته به انواع قارچ ها عمل مي کند. پسته های زود خندان، پسته هایي غيرطبيعي هستند که پوسته سبز در امتداد شيار خنداني پوسته استخواني شكاف برداشته و مغز پسته به طور مستقيم در معرض هجوم قارچ ها قرار مي گيرد. این پسته ها کيفيت پایيني داشته و غالباً آلوده به کپک ها و آفات بوده و غلظت آفلاتوکسين در آن ها نيز بالاست.
نمایی از پسته های زودخندان با پوست نرم و صاف (A) و پوست سبز خشک و چروکیده (B) روی درخت در باغ
پسته های زودخندان با پوسته سبز خشک و نيمه خشک، آلودگي بيشتری به گونه های مورد مطالعه آسپرژیلوس، شب پره خرنوب و مورچه دارند، این امر باعث کاهش کيفيت این پسته ها مي گردد. از خصوصيات ظاهری ميوه های پسته مي توان به عنوان یک معيار برای جداسازی یا غربال پسته های آلوده به کپک ها، آفات و آفلاتوکسين به منظور کاهش سطح آلودگي محصول توليد شده استفاده نمود.
منبع:
مرادی. م، تاج آبادی پور. ا، فانی. ر (1395) زمان تشكيل و خصوصيات فيزيكي پسته هاي زودخندان به عنوان منابع آلودگي به آفلاتوکسين در سه رقم تجاري پسته در استان کرمان، علوم و فناوری پسته سال 2 شماره 4
کلسیم یکی از مهمترین مواد معدنی است که نقش بسیار مهمی در مقاومت به آفات و بیماری های گیاهان مخصوصا در درختان پسته دارد. اولین سد دفاعی گیاه، دیواره سلول های گیاهی می باشد که هر عامل بیماری که بخواهد به داخل گیاه نفوذ کند ابتدا بایستی از این سد عبور کند. بنابراین هر چه دیواره محکم تر باشد احتمال آسیب کمتر است و هر چه مقدار کلسیم در دیواره سلول های گیاهی بالاتر باشد سد دفاعی گیاه محکم تر می شود. همچنین کلسیم در بهبود کیفیت دانه ها (درشتی، میزان خندانی و…) نیز نقش دارد.
جذب کلسیم در ریشه های درختان پسته به صورت غیر فعال بوده، این به معنای آن است که مقدار تعریق، مقدار جذب را تعریف می کند و باعث حرکت یون کلسیم در آوند چوبی به سمت ارگانی که نیاز به کلسیم دارد، می شود. مقدار تبخیر در سطح برگ بیشتر از سطح میوه است، بنابراین مقدار کلسیم در میوه بسیار کمتر از برگ می باشد. در نتیجه ممکن است علائم کمبود کلسیم در برگ ها دیده نشود در حالی که کمبود کلسیم در میوه وجود دارد بخصوص در پوسته استخوانی پسته.
میوه هایی که میزان کلسیم کمتری دارند، سرعت تنفس در آن ها بیشتر از میوه های دیگر است، بنابراین سریعتر نیز فاسد می شوند. برای به تاخیر انداختن فساد میوه ضروری است که میزان جذب کلسیم را در گیاه تقویت نمود.
عارضه لکه پوست استخوانی میوه پسته Endocarp Lesion که طی چند سال اخیر در مناطق پسته کاری کشور شیوع پیدا کرده است در اثر بر هم خوردن نسبت تعادلی بین کلسیم- منیزیم و افزایش بیش از اندازه منیزیم در آب آبیاری باغ های پسته به وجود می آید و در واقع افزایش منیزیم سبب بروز کمبود کاذب کلسیم می گردد. به نظر می رسد افزایش منیزیم در خاک و آب آبیاری، جذب کلسیم را مختل نموده و در نتیجه کمبود کاذب کلسیم در میوه پسته باعث نرم باقی ماندن پوست استخوانی پسته می شود چرا که استحکام پوسته استخوانی پسته در زمان تشکیل بستگی به حضور یون کلسیم دارد. بنابراین نرم شدن این پوسته استخوانی از علائم کمبود کلسیم در پسته می باشد.
عارضه لکه پوست استخوانی پسته در درختان پسته
بر طبق نتایج سولفات کلسیم (گچ خام)، نیترات کلسیم و کربنات کلسیم (آهک)، به ترتیب بیشترین کارایی را در در کاهش عارضه لکه استخوانی پسته و رفع کمبود کلسیم در گیاهان دارند همچنین کیفیت پسته تولید شده با استفاده از روش محلول پاشی کودهای کلسیمی بسیار بالاتر از پسته ای است که از کودهای کلسیمی استفاده نشده باشد.
منابع:
ح. حکم آبادی (1394)، برخی تلاش ها در کاهش عارضه لکه پوست استخوانی در باغات پسته، همایش ملی رهیافت های علمی در صنعت طلای سبز،COI: NCSAPI01_071
H. Sajadian, H. Hokmabadi (2011), Investigation on Effects of Calcium Nitrate, Calcium Sulfate (soil application) and Calcium chelate as Foliar spray on Endocarp Lesion Disorder and Some Qualitative Characteristics of pistachio nut Cv. Akbari, International Journal of Nuts and Related Sciences, 2(3): 23-28
یکی از انواع سلول
های موجود در روپوست گیاهان، سلول های نگهبان روزنه است که در فتوسنتز و تنظیم
تعریق گیاهان با باز و بسته کردن روزنه نقش دارد.
ویژگی
های سلول نگهبان روزنه:
دیواره شکمی آن ضخیم تر از دیواره پشتی است.
به دلیل وجود کلروپلاست قادرند فتوسنتز انجام دهند.
به علت وجود رشته های سلولزی قطر سلول نگهبان روزنه ثابت است.
بین دیواره شکمی و پشتی رشته های سلولزی با آرایش شعاعی وجود دارد.
چگونگی باز و بسته شدن روزنه ها در گیاهان:
برای باز شدن روزنه
ها، سلول های نگهبان روزنه با انتقال فعال، یون های پتاسیم را از سلول های روپوستی
مجاور می گیرند. در نتیجه با ایجاد فشار اسمزی تمایل به جذب آب در سلول های نگهبان
ایجاد می شود.
به دنبال جذب آب، سلول های نگهبان روزنه دچار تورژسانس (تورم یا آماس) شده و رشد طولی پیدا می کنند. بنابراین دو سلول نگهبان مجاور، خمیده شده و منفذ بین آن ها باز می شود. اکنون گیاه می تواند آب اضافی خود را خارج کند و گازهای تنفسی تبادل می یابند.
نکته قابل توجه این
است که طی مکانیسم باز شدن روزنه ها، قطر سلول های نگهبان و سطح تماس دیواره شکمی
دو سلول نگهبان روزنه ثابت باقی می ماند.
بدیهی است که برای بسته شدن روزنه ها بایستی عکس مراحل فوق رخ دهد. یعنی سلول نگهبان روزنه به سلول های روپوستی مجاورش آب و املاح می دهد. در نتیجه این خروج پتاسیم به همراه مولکولهای آب، موجب پلاسمولیزه و چروکیده شدن سلول های نگهبان شده و طول آن ها کم می شود و تحت فشار تورژسانس سلول های مجاور به هم، نزدیک می شوند تا روزنه بسته شود. در این حالت تبادلات گاز و آب گیاه با محیط بیرون متوقف می شود.
منبع:
م. لاهوتی، م. زارع حسن آبادی، ر. احمدیان (1392) فیزیولوژی گیاهی، 600ص
علائم ابتدا در برگ ها به صورت زخم یا سوختگی های گرد و زاویه دار ظاهر شده که در نهایت منجر به ریزش شدید زودتر از موعد برگ ها می شود. در میوه های نارس پسته، بیماری باعث ایجاد زخم های سیاهرنگ و کوچکی به قطر حدود یک میلی متر شده که با رسیده شدن میوه ها، اندازه این لکه های آبسوخته نیز زیاد می شود و به 5 میلی متر می رسد که به وسیله حاشیه قرمز مایل به ارغوانی احاطه شده است، این زخم ها باعث خراب شدن پوست نرم پسته و نیز لکه دار شدن پوست استخوانی می شود.
عامل بیماری گیاهی لکه برگی آلترناریایی، قارچ های Alternaria tenuissima و Alternaria arborescens وAlternaria alternata می باشند. باد، باران و حشرات نقش اصلی را در جابجایی عامل بیماری دارند. دما و رطوبت بالا تاثیر زیادی در رشد عامل بیماری زا دارد.
روش مدیریت بیماری:
کنترل فیزیکی و زراعی
کنترل شیمیایی (قارچ کش ها)
بهترین روش تلفیق کنترل فیزیکی و زارعی با کنترل
شیمیایی
کنترل فیزیکی و زراعی:
هرس شاخه های مجاور زمین
از بین بردن علف های هرز
آبیاری به موقع و مناسب
دیسک زدن خاک جهت بهبود نفوذپذیری خاک
کنترل شیمیایی (قارچ کش ها):
استفاده از قارچ کش مناسب در زمان شروع ظهور علائم
منابع:
T J. Michailides, Foliar and Fruit Diseases of Pistachio, Pistachio Short Course 2008
باکتری خاکزی استرپتومایسیس اسکابیز (Streptomyces scabies) عامل ایجاد آسیب های اسکب شناخته شده است. این باکتری علاوه بر سیب زمینی محصولات غده ای دیگر مانند تربچه ، زردک ، چغندر و هویج را نیز آلوده می نماید. غده های حساس به محض تشکیل، قابلیت آلوده شدن را داشته و علائم اسکب به صورت لکه های تقریبا قهوه ای رنگ روی سطح غده شروع به ظاهر شدن می کنند که در طول چند هفته، جراحت حاصل از اسکب بزرگتر می گردد . احتمال دارد آسیب های دایره مانند به هم پیوسته و بخش وسیعی از غده را در برگیرند.
کنتـرل و نظـارت هیچ روشی به تنهایی برای کنترل اسکب توصیه نشده، اما کنترل بیماری تا حدودی از طریق مبارزه تلفیقی و استفاده از چند روش زیر تا حدودی موفقیت آمیز بوده : 1. استفاده از روش های کنترلی در زمان کشت 2. کاشت گونه های سیب زمینی مقاوم به عامل اسکب ( میزبان مقاوم ) 3. استفاده از مواد شیمیایی
1
ـ روشهای
کنترلی زمان کاشت
ـ رطوبت خاک حفظ رطوبت خاک مزرعه (در حد ظرفیت مزرعه) در مدت 2 تا 6 هفته ی ابتدای تشکیل غده ها، مانع آلودگی می گردد. البته آبیاری همیشه یک روش کاملا موفق نیست مخصوصا در مورد خاک هایی که ظرفیت کمتری برای نگهداری آب دارند . از طرفی ممکن است با آبیاری بیش از حد، انواع بیماری های پوسیدگی نیز تشدید شوند. ـ افزودنی های خاک بهتر است تا حد امکان از کاشت سیب زمینی در خاک های سبک و محتوی مقادیر زیاد مواد آلی (کودهای تازه حیوانی، خاکستر چوب و…) جلوگیری شود چرا که این باکتری با حضور محرک ها، تحریک شده و مواد آلی را تجزیه می کند و در مقابل استفاده از گوگرد در کاهش بیماری موثر است. ـ تناوب کشت از کشت پی در پی در یک مزرعه خودداری نموده و با رعایت تناوب 3 تا 4 ساله (استفاده از جو، یونجه، سویا و حبوبات در تناوب) می شود باعث کاهش در بیماری کشت سال های آتی سیب زمینی شد.
2 ـ مقاومت میزبان مطلوب ترین روش کنترل، استفاده
از ارقام مقاوم جهت مقابله با اسکب است. گرچه این روش نیز کاملا مطمئن
نبوده چرا که در حال حاضر هیچ رقم تجاری سیب زمینی موجود نبوده که بتواند
به طور کامل به این باکتری مقاوم باشد.
3ـ کنترل شیمیایی ترکیبات ضد میکروبی و شیمیایی که برای کنترل اسکب استفاده می شوند نیز تاحدودی موثرند.
منابع:
Braun, S., Gevens, A., Charkowski, A., Allen, C., & Jansky, S. (2017) Potato common scab: a review of the causal pathogens, management practices, varietal resistance screening methods, and host resistance, American Journal of Potato Research, 94(4): 283–296
Dees, M. W., & Wanner, L. A. (2012) In search of better management of potato common scab, Potato Research, 55(3–4): 249–268
کپک خاکستری، بیماری قارچی شاخصی با پهنه ی تاثیرگذاری وسیع است که عامل آن گونه های مختلف قارچ Botrytis می باشد. این بیماری بسیاری از صیفی جات، میوه ها، گل ها، درخت ها و بوته ها را آلوده می کند. تاثیرگذاری بیماری روی بافت های گیاهی ضعبف و آسیب دیده بیشتر است. عامل اصلی رشد و تکثیر این نوع بیماری، رطوبت می باشد، در واقع هرچه گیاه مرطوب تر باشد بیشتر مستعد به آلودگی توسط Botrytis است. از آن جا که گسترش این بیماری بسیار سریع است، توان تخریب و پوسیدگی بسیار بالایی دارد.
علائم بیماری
کپک خاکستری نشانه های مختلفی در انواع گونه های گیاهی به جا می گذارد. این بیماری به طور معمول (همان گونه که از نامش پیداست) باعث ایجاد پوشش کرکی و خاکستری روی گل ها، برگ ها و میوه های رسیده می شود. آلودگی معمولا با لکه های قهوه ای آغاز می شود، چندی بعد با تولید حجم زیادی از اسپورهای خاکستری، پوشش کرکی شروع به شکل گرفتن می کند. این حالت معمولا در یخچال روی توت فرنگی هایی که مدت زیادی نگهداری شده اند، نیز قابل مشاهده است. کپک خاکستری می تواند باعث ایجاد لکه و حتی پوسیدگی برگ ها، گل ها و میوه ها شود. در برخی گیاهان مانند رزها، این بیماری می تواند باعث ایجاد شانکر (زخم ها و لکه های موضعی به صورت فرورفتگی) روی ساقه گیاه شود. پیاز گل ها و حتی بذر گیاهان نیز در صورت وجود رطوبت بالا مستعد پوسیدگی توسط این عامل بیماری هستند.
علائم بیماری بر روی میوه
خسارت بیماری
در صورت بروز این بیماری در طول فصل باعث ایجاد پوشش کرکی و خاکستری روی محصول می شود اما گاهی میوه به هنگام برداشت فاقد هرگونه نشانه مشخص بیماری بوده اما به دلیل داشتن آلودگی های پنهان و با فراهم شدن شرایط لازم به هنگام حمل و نقل و انبارداری، خسارت ناشی از بیماری در فاصله زمانی ۶ الی ۱۲ ساعت پس از برداشت ظاهر می شود که به دنبال آن محصولات آلوده قابلیت فروش در بازار را از دست می دهند. Botrytis قادر به حمله به بافت های سالم نیست مگر اینکه آن ناحیه، مرده یا صدمه دیده باشد. این قارچ قادر به رشد در محدوده دمایی بسیار گسترده ای است به طوری که توان زنده مانی در دمای ۲- تا ۳۲ درجه سانتی گراد را دارد و شرایط مساعد برای رشد در دمای ۲۱ تا ۲۸ درجه سانتی گراد می باشد.
علائم بیماری بر روی ساقه گیاه
مدیریت بیماری
-پیشگیری از بیماری کپک خاکستری
انجام تهویه و کاهش رطوبت:
تهویه
مناسب با ایجاد شرایط رطوبتی و دمایی مناسب در گلخانه از گسترش این بیماری به طور
قابل توجهی جلوگیری می کند.
آبیاری صبحگاهی:
آبیاری
گلخانه در زمان صبح، باعث هرچه سریع خشک شدن سطح خاک شده و شرایط
برای تولید این قارچ به حداکثر می رسد.
استفاده از پوشش های پلاستیکی دولایه:
یکی از
ویژگی
های پوشش های پلاستیکی دولایه جلوگیری از ریزش قطرات آب از سقف گلخانه است و با
توجه به این که حساسیت گیاه به بیماری های قارچی از جمله کپک خاکستری در شرایط
مرطوب افزایش می یابد، بنابراین استفاده از این نوع پوشش می تواند تا
حدودی از به وجود آمدن شرایط مطلوب برای رشد قارچ جلوگیری کند.
نقش تغذیه:
به طور
طبیعی تغذیه مناسب بوته ها باعث ایجاد مقاومت عمومی به بیماری ها می شود. اما
همانطور که گفته شد این بیماری می تواند به صورت پنهان روی میوه آلودگی ایجاد کرده
و باعث تخریب بافت میوه ها در انبار و سردخانه شود، بنابراین
تغذیه مناسب از جمله محلول پاشی کلسیم روی میوه ها ضمن افزایش عمر انبارداری در
کاهش شدت بیماری موثر است. عنصر پتاسیم در کاهش شدت کپک خاکستری نقش مهمی داشته
اما باید توجه داشت که کاربرد بیش از حد پتاسیم با کاهش نسبت کلسیم به پتاسیم، حساسیت
میوه را در ابتلا به بیماری های قارچی افزایش می دهد.
رعایت اصول بهداشتی:
جمع
کردن بافت های مرده از روی سطح خاک و خارج کردن و از بین بردن آن ها یکی از این
اقدامات است. البته این اقدام به تنهایی کافی نیست، چرا
که این قارچ توانایی تولید ۶۰۰۰۰ اسپور روی بافت گیاهی به اندازه ناخن دست را
دارد. گفتنی است برای ایجاد آلودگی یک اسپور هم کافی است.
جلوگیری از آسیب دیدن گیاه و همچنین ضدعفونی کردن پس از هرس یا قلمه
زنی:
این
قارچ بیشتر بافت های زخمی (هرس، شکستگی و …) را مورد هدف قرار می دهد.
کاشت گیاه با تراکم مطلوب:
هرچه
تراکم بیشتر باشد، سایه اندازی و رطوبت تجمع یافته بیشتر است که
در این صورت شرایط برای تکثیر بیماری ها مساعد خواهد بود.
خودداری از مصرف کودهای تازه دامی در گلخانه:
کودهای دامی تازه حاوی بذر علف های هرز و اسپورهای قارچ بوده که استفاده از این نوع کودها می تواند باعث گسترش انواع بیماری های قارچی گردد.
-کنترل شیمیایی
بیشتر قارچ کش ها نقش پشتیبانی دارند به این معنا که در صورت وجود احتمال وقوع و مهیا بودن شرایط محیطی از قارچ کش ها استفاده می شود.
منابع
کیانی، ش.، دباغ، غ.، ملکوتی، م. ج.، علیزاده،
ع. ا. (۱۳۸۹) تاثیر پتاسیم و کلسیم در محلول غذایی در حساسیت گل بریده رز به
بیماری کپک خاکستری، نشریه علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی، ۱۴(۱۵): ۱۲۶- ۱۱۷.
ماوندادی، ا.، خواجه علی، ج.، شریف نبی، ب.
(۱۳۹۴) کارایی قارچ کش های رایج در کنترل کپک خاکستری گوجه فرنگی، نشریه علوم و
فنون کشت های گلخانه ای، ۶ (۲۴): ۱۸۹- ۱۸۱.
Brink, J. C.,
Calitz, F. J., Fourie, P. H. (2016) Spray deposition and control of Botrytis
cinerea on grape leaves and bunches: part 1 (Table Grapes). South African
Journal of Enology and Viticulture, 37 (2): 93- 103.
Walker, A. S., Pollastro, S.
(2016) Fungicide resistance in Botrytis cinerea: Updates on resistance
mechanisms and management, In XVII International Botrytis Symposium (pp. p-
96).
استفاده از محرک های زیستی در سیستم کشاورزی، باعث
افزایش میزان تولید، پایداری سیستم و اثربخشی بهتر کودهای معدنی می شود. با توجه
به اثرات مفید عصاره جلبک دریایی به عنوان یک محرک زیستی، در افزایش عملکرد و
کیفیت محصولات، به صورت محلول پاشی شاخ و برگ برای گونه های مختلفی مانند غلات، گل
ها و سبزیجات کاربرد دارد. عصاره های جلبک دریایی حاوی عناصر ماکرو و میکرو،
اسیدآمینه ها، ویتامین ها، سیتوکینین ها، اکسین و اسیدآبسیزیک است که باعث تحریک
رشد و عملکرد گیاهان، افزایش تحمل در مقابل استرس های محیطی، افزایش جذب مواد مغذی
از خاک و افزایش خواص آنتی اکسیدانتی می شود. برخلاف کودهای شیمیایی عصاره جلبک
های دریایی، تجزیه پذیر، غیر سمی و کم خطر برای انسان ها، جانوران و پرندگان می
باشند.
سویا یکی از غنی ترین منابع پروتئینی است که در طیف
گسترده صنعت، غذا، داروسازی و تولیدات کشاورزی به کار می رود.
تاثیر عصاره
جلبک بر خصوصیات دخیل در عملکرد سویا
بر طبق نتایج بدست آمده، استفاده از عصاره جلبک باعث
افزایش رشد رویشی، تعداد غلاف در هر گیاه و تعداد دانه در هر غلاف شده و در نهایت
منجر به افزایش عملکرد دانه می شود. طبق مشاهدات دیگر محققان، کاربرد عصاره جلبک
باعث افزایش جوانه زنی و افزایش رشد گیاهچه می شود.
تاثیر عصاره
جلبک بر جذب مواد غذایی سویا
طبق نتایج بدست آمده، عصاره جلبک راندمان جذب روزنه ای در گیاهان تیمار شده را نسبت به گیاهان شاهد بهبود می بخشد. همچنین باعث افزایش جذب نیتروژن، فسفر، پتاسیم توسط دانه ها شد. در سال 1990، Cyouch و همکاران بیان نمودند که مصرف عصاره جلبک روی کاهو باعث افزایش جذب منیزیم، کلسیم، پتاسیم می شود. همچنین تحقیقات سایر محققان روی انگور و خیار مشاهده نمودند که، کاربرد عصاره جلبک باعث افزایش جذب منیزیم، نیتروژن، فسفر و پتاسیم می شود.
منابع:
Rathore, S. S, Chaudhary, D. R, Boricha, G. N, Ghosh, A, Bhatt, B. P, Zodape, S. T, Patolia, J. S (2008) Effect of seaweed extract on the growth, yield and nutrient uptake of soybean (Glycine max) under rainfed conditions, Science Direct, 75: 351-355.
بالا بودن املاح محلول، مقدار بسیار کم ماده آلی و عدم وجود تعادل در عناصر غذایی خاک در مناطق پسته کاری استان کرمان، باعث شده است تا عملکرد این محصول استراتژیک بسیار کمتر از حد مورد قبول باشد. در این مناطق درختان سالیان زیادی از ذخیره عناصر غذایی خاک استفاده نموده اند، بدون این که به جبران و جایگزینی علمی آن ها توجه گردد. استفاده از کودهای آلی در کشاورزی پایدار علاوه بر افزایش جمعیت و فعالیت ریزجانداران مفید خاک، با فراهم کردن عناصر غذایی مورد نیاز گیاه مانند نیتروژن، فسفر و پتاسیم، موجب بهبود رشد و عملکرد گیاه می گردد. کودهای آلی علاوه بر نقش مثبتی که در اصلاح فیزیکی خاک از جمله افزایش خلل و فرج خاک، افزایش قدرت نگهداری آب توسط خاک و تنظیم رطوبت، افزایش رشد ریشه، افزایش عوامل ماکرو و میکرو بیولوژی خاک و در نتیجه بهبود خواص بیولوژی و بیوشیمیایی خاک به دلیل فعالیت موجودات زنده در قشر زراعی خاک بازی می کنند، بر بهبود شیمیایی خاک هم اثر گذار هستند و باعث افزایش مواد آلی و معدنی خاک می شوند و موجبات بهبود وضعیت تغذیه گیاه و ازدیاد محصول را فراهم می سازند. ماده آلی خاک در سمیت زدایی خاک نیز نقش بسیار مهمی دارد، زیرا با کاتیون های خاک و فلزات سنگین پیوند قوی تشکیل می دهد. یکی از این مواد آلی کودهای دامی حاصل از دامداری ها و دیگری کمپوست زباله شهری است.
از آنجایی که انباشت زباله در شهرهای بزرگ به مشکل بزرگی تبدیل شده است، یکی از راه حل های متداول آن تبدیل زباله شهری به کمپوست و استفاده از آن در کشاورزی است که علاوه بر دفع صحیح زباله های قابل تخمیر، جمع آوری این نوع زباله را نیز از نظر اقتصادی مقرون به صرفه می سازد. کمپوست زباله شهری با بهبود وضعیت فیزیکی و شیمیایی خاک می تواند در شرایط شور- سدیمی، با افزایش مقدار کربن خاک و افزایش نسبت کربن به نیتروژن، موجب افزایش هماوری ذرات خاک به ویژه در خاک های سدیمی که دارای انتشار ذرات خاک ناشی از سدیم زیاد شود، شده و به دنبال آن باعث بهبود وضعیت زهکشی و افزایش کارایی عملیات آبشویی گردد و بر روابط آب و خاک، افزایش ظرفیت نگهداری آب و موادغذایی، افزایش فعالیت ریزجانداران و آزاد سازی تدریجی عناصر غذایی پرمصرف و کم مصرف اثرات مثبتی داشته باشد. افزایش نسبت اسید هیومیک به اسید فولویک، افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی خاک، کمک به حفظ کاتیون های حیاتی و مورد نیاز گیاه، افزایش مقدار تنفس و حجم دی اکسید کربن آزاد شده در خاک و به دنبال آن افزایش آنزیم های مهم خاک همچون اوره آز، فسفاتاز و هیدروژناز به ویژه در شریط بحرانی خاک های شور- سدیمی، می تواند کمک قابل ملاحظه ای برای حفظ حیات و رشد گیاه از طریق افزایش حاصل خیزی در خاک های شور- سدیمی باشد. از سوی دیگر اسید هیومیک قابلیت تولید گیاه و حاصل خیزی خاک را با افزایش جذب عناصر غذایی مورد نیاز از طریق تشکیل کلات های عناصر کم مصرف و در نتیجه افزایش قابلیت دسترسی زیستی آن ها و افزایش رشد گیاه و به دنبال آن افزایش سیستم ریشه و ترشحات آن، افزایش می دهد. مطالعات زیادی نشان داده اند که در ترکیبات هیومیکی خصوصیت تحریک کننده رشد وجود دارد. در این پژوهش، محققان نشان دادند که ریشه ها بیشتر از اندام هوایی تحت تاثیر ترکیبات هیومیکی قرار می گیرند. افزایش زیست توده ریشه نقش مهمی در تامین حاصل خیزی خاک هایی که مقدار ماده آلی کمی دارند، بازی می کند. آن ها دریافتند که احتمالا این اثرات مثبت به برهمکنش مستقیم مواد هیومیکی با فرآیندهی فیزیولوژیکی و متابولیسمی گیاه بر می گردد. اسید هیومیک تبخیر را کاهش می دهد و به ویژه در خاک های خشک، با درصد رس کم، موجب افزایش ظرفیت نگهداری آب در خاک می شود و کاربرد آن در خاک موجب کاهش مصرف آب می شود که از لحاظ اقتصادی به ویژه در مناطق خشک بسیار قابل توجه است. در بسیاری از مواقع از اسید هیومیک به عنوان بهبود دهنده رشد استفاده می شود، زیرا مواد هیومیکی به ابقا و نگه داشتن عناصر غذایی حاصل از واد آلی و یا کودهای شیمیایی کمک می کنند. گچ و گوگرد از جمله مواد اصلاح کننده شیمیایی پرکاربرد می باشند که در خاک های شور- سدیمی، بسیار قابل استفاده هستند. گچ از طریق افزایش غلظت کلسیم یا انحلال کلسیم موجود در خاک، موجب جایگزینی کلسیم با سدیم تبادلی در خاک های سدیمی و شور- سدیمی می شود. کلسیم قادر است اثرات شدید سدیم را در گیاه کاهش دهد. ویژگی های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک های شور- سدیمی می تواند با کاربرد گچ با یا بدون کودهای حیوانی به عنوان اصلاح کننده، برای استفاده پایدار از خاک و بهره وری روز افزون کشت و کار و افزایش رشد و عملکرد، سودمند باشد. از سوی دیگر در خاک های آهکی استفاده از گوگرد به عنوان یک ماده اسیدزا به منظور افزایش قابلیت جذب عناصرغذایی و کاهش pH کاربرد زیادی دارد. گوگرد و ماده آلی به علت تاثیری که بر شرایط شیمیایی خاک نظیر کاهش pH دارند، موجب افزایش قابلیت دسترسی عناصر غذایی می گردند. استفاده از کودهای آلی جهت افزایش و یا حفظ حداقل حاصل خیزی خاک و افزایش عملکرد اجتناب ناپذیر است، از سوی دیگر با توجه به شرایط آهکی خاک های ایران به خصوص مناطق پسته کاری، pH خاک از مهم ترین عوامل ددر تبادل کاتیونی، حلالیت و حرکت یون ها، جذب عناصر غذایی و هم چنین فعالیت ریز جانداران خاک محسوب می شود. تحقیقات نشان داده است که اگر در جهت تعدیل pH خاک از مواد آلی و مواد شیمیایی اسیدزا استفاده گردد، به دنبال آن ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک اصلاح خواهد شد.
بر طبق نتایج این پژوهش می توان با تلفیق مواد ساده و در دسترس کشاورز و استفاده از بهبود دهنده های رشد، ویژگی های مورفو- فیزیولوژیک پسته را ارتقا بخشید. طبق نتایج به دست آمده در ویژگی های مرفولوژیک، کاربرد کمپوست باعث افزایش تعداد شاخه فرعی، کاربرد گچ موجب افزایش طول شاخه فرعی و فاصله میانگره ها و مصرف خاکی اسید هیومیک باعث افزایش ارتفاع نهال شده و بهترین برهمکنش، ترکیب گچ- کود گاوی بود که فاصله میانگره ها را ارتقا بخشید. در مورد ویژگی های فیزیولوژیک، استفاده از کود گاوی باعث کاهش تراوش سلولی، کاربرد گچ باعث افزایش کلروفیل a و گوگرد باعث افزایش کلروفیل b و کارتنوئیدها و مصرف خاکی اسید هیومیک باعث افزایش کلروفیل کل، a، b و کارتنوئیدها گردید. بهترین برهمکنش ها در این صفات شامل کاربرد کود گاوی- گچ و کود گاوی- محلول پاشی اسید هیومیک بود که بیشترین کلروفیل کل را حاصل کرد و همراهی گوگرد- کمپوست و گوگرد- مصرف خاکی اسید هیومیک به ترتیب بیشترین کارتنوئید و کلروفیل b را ایجاد نمود.
منبع:
ا. رضوی نسب،
ا. فتوت، ع. آستارایی، ا. تاج آبادی پور (1396) اثر مواد اصلاحی آلی، شیمیایی و
اسید هیومیک بر برخی ویژگی های مورفو- فیزیولوژیک نهال های پسته در شرایط مزرعه،
مهندسی زراعی (مجله علمی کشاورزی)، دوره 40، شماره 1، صفحه 107-124.
پسته (Pistacia vera) یکی از مهمترین محصولات باغبانی در ایران است. که در طول 50 سال گذشته، به عنوان یکی از محصولات تجاری در نظر گرفته شده است. عارضه ریز برگی که باغداران استان کرمان به آن (قرمزو) هم می گویند در دو دهه ی اخیر به تدریج گسترش یافته است. علائم ریز برگی ممکن است در یک یا چند شاخه از درخت بروز کند و یا در شرایط حاد، تمام درخت به آن مبتلا شود. برگچه ها به طور واضح کوچکتر از حد معمول می شوند و تعداد برگچه در برگ کاهش می یابد. رنگ برگچه ها متمایل به قرمز می شود. دانه ها در شاخه های مبتلا کوچک و قرمز می شوند و این میوه ها روال رشد طبیعی ندارند به طوری که پوست درونی (سخت) در آن ها تشکیل نمی شود و یا ناقص است. مغز نیز در این میوه ها بطور طبیعی رشد نمی کند.
البته محققان نظرات مختلفی را برای دلیل این عارضه بیان می کنند که متاسفانه هیچ کدام از روش های درمانی آن ها موثر واقع نشده است. این گیاه در مناطق گرم و خشک با خاک های آهکی و pH بالا، قادر است تنها مقدار کمی عناصری مانند روی، مس، منگنز و آهن جذب کند. بنابراین ریز برگی درختان پسته ممکن است به دلیل کمبود و یا عدم تعادل عناصر ریز مغزی در خاک و اختلال در جذب این عناصر، به ویژه آهن، منگنز، روی و مس بروز کند. براساس نقش های کلیدی هریک از این عناصر در پسته می توان اهداف زیر را تنظیم نمود:
بررسی عوامل تاثیرگذار روی بروز این عارضه و بیان راه حلی جهت بهبود و درمان آن.
شناسایی تعامل بین موادمغذی مختلف (اثر متقابل بین موادمغذی) برای فراهم نمودن شرایط مناسب جهت تغذیه گیاهان.
بدین منظور در این تحقیق، از باغ های پسته ای که دچار ریزبرگی بودند، استفاده شد. نمونه ها از 3 منطقه جمع آوری شدند:
جمع آوری قسمت های سالم از درختان سالم
جمع آوری قسمت های سالم از درختان ناسالم
جمع آوری قسمت های ناسالم از درختان ناسالم
نمونه های جمع آوری شده، جهت تعیین سطح مواد مغذی مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.
نتایج نشان داد که غلظت آهن در قسمت های برگی درختان ناسالم از درختان ناسالم تفاوت معناداری داشتند که به دلیل کم تحرک بودن آهن در گیاه است. غلظت آهن، منگنز، مس و روی در درختان ناسالم نیز نسبت به درختان سالم کاهش یافته بود.
طبق نتایج بدست آمده علائم کمبود روی در درختان پسته در فصل اولیه رویش ظاهر شد. علائم بدین صورت بود که رشد جوانه های برگ و گل پسته با کندی صورت می گرفت و حتی برخی جوانه ها نیز به صورت کامل باز نمی شدند. با هرس یک طرف درخت علائم کمبود در آن ناحیه از بین می رفت این در حالی است که نیمه ی دیگر درخت که هرس نشده بود، علائم همچنان باقی می ماند به این علت که روی عنصری پویا نمی باشد. تجزیه و تحلیل درختان سالم پسته نشان داد که در اوایل فصل رویش مقدار زیادی روی وجود دارد، اما سپس به سرعت در اواخر ژوئن و اکتبر کاهش می یابد. علائم کمبود روی با نازک شدن پوست میوه و ایجاد لکه های قرمز پراکنده در برگ پسته همراه است. بسیاری از محققان گزارش دادند که استفاده از کود فسفات باعث کاهش سرعت انتقال و غلظت روی در شاخه های پسته شده و علائم کمبود بدین صورت ظاهر می شود. در ارتباط با توزیع روی بین ریشه ها و شاخه ها، تحقیقی صورت گرفته در مورد گیاهان ذرت و گوجه فرنگی، که براساس نتایج ارائه شده، علائم کمبود روی در هر دو بخش ریشه ها و شاخه ها مشاهده می شود با این تفاوت که میزان غلظت روی در ریشه ها کمتر از شاخه ها بوده و تحت تاثیر فسفر قرار می گیرد. استفاده از کودهای فسفره نیز باعث افزایش میزان غلظت فسفر در ریشه ها می شود. زمانی که کود روی اضافه می شود، در ابتدا مقدار فسفر در ریشه افزایش می یابد و در شاخه ها کم می شود. طبق گزارشات کمبود روی باعث می شود متابولیسم فسفر و جذب آن در ریشه افزایش یابد و به ساقه نیز برسد. افزایش فسفر اگر در برگ ها و ساقه به حد سمی برسد علائمی شبیه به کمبود روی ظاهر می شود.
عنصر آهن در سیستم های آنزیمی نقش دارد. مقدار آهن در نهال های جوان می تواند بیشتر باشد و با افزایش سن نهال میزان آهن نیز کاهش می یابد. اگر مقدار آهن کمتر از Mgg-150 باشد علائم کمبود آهن ظاهر می شود. مقدار آهن در بافت های مریستمی و در حال توسعه به بیش از 200 Mgg-1 نیز می رسد. علائم کمبود آهن در نهال های جوان پسته بدین صورت است که برگ ها به علت کاهش فتوسنتز، شروع به زرد شدن می کنند که در نهایت منجر به کاهش محصول می شود. آزمایشات سینگ و استنبرگ بر روی گیاه جو نشان داد که اثر روی بر غلظت آهن و مقدار کل آن ناپایدار است. همچنین آزمایشی مبنی بر اثر یون آهن بر جذب و انتقال روی در برنج انجام شد که نشان داد غلظت بالای آهن باعث کاهش جذب روی می شود. منگنز به عنوان عامل اصلی در فعالیت آنزیمی تاثیری ندارد، اما باعث فعال شدن آنزیم های مختلف می شود. منگنز همچنین می تواند در انتقال آنزیم ها نیز ایفای نقش کند. کمبود منگنز باعث کاهش فعالیت فتوسنتزی شده و در برگ های جوان درختان پسته لکه هایی روشن و در قسمت های پایینی درختان نیز مناطق خاکستری ایجاد شود که برگ های این قسمت ها از زرد به نارنجی تغییر رنگ می دهند. به طور کلی سطح بحرانی کمبود منگنز در درختان پسته تقریبا بین 10 تا 15 Mgg-1 قرار دارد. سینگ و استنبرگ تعامل بین روی، منگنز را در گیاه جو بررسی نمودند و متوجه شدند که با افزایش منگنز در خاک، روی نیز افزایش می یابد. همچنین تحقیقی در زمینه ی تاثیر NPK بر روی میزان منگنز، روی، مس و آهن انجام شد که طبق نتایج بدست آمده با افزودن کود NPK، روی و مس به طور معناداری افزایش می یابد اما میزان منگنز و آهن کاهش می یابد. مس در ساختمان بسیاری از آنزیم های گیاهی نقش دارد. همچنین در فعالیت های متابولیسمی، اکسیداز سیتوکروم، اجزای پروتئین ها و در فتوسنتز نیز تاثیرگذار است. علائم کمبود معمولا در اواسط تابستان بروز می کند بدین صورت که ساقه ها خم می شوند، نوک برگ ها نکروزه شده و به مرور گسترش می یابند. علائم ممکن است فقط از چند شاخه شروع شود و سپس 90 تا 100 درصد از شاخه ها را فرا بگیرد و در نهایت موجب مرگ گیاه شود. این کمبود در درختان میوه با کاهش فاصله میان گره ها همراه است و در نهایت گیاه کوتوله باقی می ماند. سطح بحرانی کمبود مس در درختان پسته 4 Mgg-1 گزارش شده است. بسیاری از محققان تعامل بین مس و روی را بررسی نمودند و به این نتیجه رسیدند که مس عنصری بسیاری قوی می باشد و باعث جلوگیری از جذب روی می شود. از طرف دیگر غلظت بالای روی در خاک بر روی مس تاثیر می گذارد و باعث تشدید کمبود مس در خاک می شود. به نظر می رسد که روی و مس با یک مکانیسم جذب می شوند بنابراین با یکدیگر رقابت می کنند. استفاده از اسیدآمینه به صورت محلول پاشی می تواند باعث رفع کمبود روی در گیاه شود. همچنین بر طبق گزارشات ارائه شده میزان کوچکی برگ ها در پسته ارتباط مستقیمی به نوع علف های هرز، سن گیاه و فاصله کاشت درختان نیز دارد و با حذف علف های هرز و رعایت فاصله کاشت مناسب می توان تا حدودی از میزان کمبود مس در خاک جلوگیری نمود.
منبع:
Afrousheh. M, Aghamir Mohammad Ali. F (2010) EFFECTIVE FACTORS IN LITTLE LEAF DISEASE ON PISTACHIO TREES, Int. J. Nuts Related Sci, Vol 1, No. 1, pp.12-21.