آشنایی با مقاومت در آفات

با وجود اینکه بیش از 80 سال از کشف اولین مورد ایجاد مقاومت یک آفت کشاورزی به طور وسیع به یک آفت کش می گذرد ولی کشاورزان با این واژه تا دهه 50 میلادی که مقاومت گسترده آفات به سم (د.د.ت) اتفاق افتاد، آشنا نبودند. از آن زمان بود که کشاورزان به مرور منتظر کاهش اثر آفت کش ها به دلیل مقاومت بودند. تا اواسط دهه هشتاد میلادی رکود مقاومت حدود 450گونه آفات و همچنین کنه ها به ثبت رسید.

تعریف مقاومت در آزمایشگاه

از دیدگاه علمی، مقاومت یک صفت موروثی است که از نظر آماری، کاهش حساسیت جمعیتی از یک آفت به یک نوع سم نسبت به جمعیتی از آن آفت که هرگز در معرض این نوع سم قرار نگرفته اند، تعریف می شود. مقاومت در آزمایشگاه با مقایسه تفاوت های جمعیت حساس از یک آفت با جمعیت هایی که می توانند تا حدی اثرات آفت کش ها را تحمل کنند نشان داده می شود.

بدست آمدن شواهدی از بروز مقاومت در آزمایشگاه، لزوما به معنی عدم کارایی یک سم در مزرعه نیست. عوامل زیادی روی کارکرد یک آفت کش تاثیر گذارند و کنترل آفات مقاوم نیز وابسته به مجموعه ای از این شرایط همانند دوز مصرف آفت کش، حجم مصرفی، پوشش سم پاشی و … می باشد.

تعریف مقاومت در مزرعه

مقاومت در مزرعه به کاهش قابل سنجش اثربخشی نسبی یک آفت کش گفته می شود. تخمین زدن میزان کاهش اثربخشی یک گام مهم در مدیریت مقاومت به آفت کش ها است. برای این منظور، باید طرح های سم پاشی متداول با ادوات مشابه و در شرایط مشابه مزرعه، در مکان هایی که آفت هدف با سطوح مختلف مقاومت حضور دارد اجرا شوند. کاهش نسبی اثرگذاری یک ماده شیمیایی لزوما به معنی ایجاد مقاومت نیست. به عنوان مثال، در بعضی موارد عدم کارایی در عملکرد سموم در ابتدا به مقاومت نسبت داده می شد، اما بعدا ثابت شد که به دلیل مواردی همچون شکسته شدن ترکیب سم توسط میکروارگانیسم های خاک یا pH بالای آب استفاده شده و یا نحوه سم پاشی ناقص بوده است.

مکانیسم ایجاد مقاومت

به طور کلی دو مکانیسم برای فائق آمدن آفات و کنه ها در مقابل سمیت یک آفت کش وجود دارد که به ترتیب افزایش سم زدایی از طریق سیستم سوخت و ساز بدن حشره و کاهش حساسیت ارگان هدف قرار گرفته توسط آفت کش می باشند. آفاتی که با مکانیسم افزایش سم زدایی بدن حشره مقاوم شده اند، این توانایی را دارند که مولکول های سم را سریع تر از گونه های حساس آفت بی اثر کنند. در نتیجه، ماده موثره کمتری از محلول سم پاشیده شده روی گیاه به نقطه هدف در بدن آفت می رسد.

در مکانیسم دوم یعنی کاهش حساسیت ارگان هدف قرار گرفته شده توسط آفت کش، نقطه هدف فیزیولوژیکی در آفت مقاوم شده حساسیت کمتری نسبت به مسمومیت در مقایسه با آفات حساس دارد. مقاومت همچنین می تواند با کاهش نفوذ آفت کش از پوسته بدن حشرات افزایش یابد. هرچند این مکانیسم نسبت به موارد اشاره شده کمتر محتمل است. مکانیسم دیگری که کمتر مطالعه شده ولی به طور بالقوه اهمیت دارد، تغییر در رفتار آفات می باشد. به این معنی که ایجاد برخی مقاومت های رفتاری از طرف آفات، می تواند آن ها را از تماس با آفت کش ها در امان نگه دارد.

مقاومت چگونه ایجاد می شود؟

مقاومت در طی فرآیند انتخاب درصدی از جمعیت یک آفت بر حسب تنوع ژنتیکی در حساسیت به یک ماده موثره آفت کش ایجاد می شود. درک این که چطور این انتخاب اتفاق می افتد، ساده است. در ابتدا بخش اندکی از جمعیت آفت پس از قرار گرفتن در معرض یک آفت کش نجات پیدا می کند و پس از هر مرتبه سم پاشی بخش بیشتری از جمعیت آن آفت در مقابل آفت کش دوام می آورند. این آفات مقاوم، ژن های مقاومت را به نسل بعدی خود منتقل می کنند. کاهش کارایی نسبی یک آفت کش در اثر مقاومت به صورت توامان بستگی به فراوانی و شدت مقاومت دارد. فراوانی مقاومت به درصدی از جمعیت یک نوع آفت که به یک آفت کش خاص مقاوم شده گفته می شود و شدت مقاومت نیز به قدرت مقاومت در هرکدام از جمعیت آن آفت مقاوم اطلاق می شود. مشخصا زمانی که تعداد آفات مقاوم در جمعیت آن آفت افزایش یابد، ایجاد مقاومت به یک مشکل تبدیل می شود. ولی شدت مقاومت نیز می تواند روی کارایی یک آفت کش در باغ تاثیر بگذارد. در برخی موارد، کارایی آفت کش در کنترل آفات مقاوم به میزان کمی تحت تاثیر پدیده مقاومت قرار می گیرد و در دیگر موارد، آفت عملا در مقابل آفت کش ها ایمن می شود.

یک نوع آفت ممکن است به یک آفت کش با شدت کم، ولی در جمعیت بالایی مقاوم شوند به طوری که هیچ تاثیر معنی داری در عملکرد آن آفت کش دیده نشود. از طرف دیگر، مقاومت خیلی شدید به یک آفت کش حتی در شرایطی که فراوانی کمی در جمعیت آفت هدف داشته باشد، می تواند منجر به کاهش کارایی آن آفت کش شود.

مقاومت متقابل و مقاومت چندگانه

در بیش از نیمی از مواردی که برای آفات و کنه های مقاوم ثبت شده است، این آفات به حدود 2 تا 5 گروه مختلف از سموم مقاوم  شده اند. آفاتی که به تعداد زیادی آفت کش مقاوم شده اند، زمانی که به کنترل با آفت کش های شیمیایی نیاز باشد به مشکل حادی تبدیل خواهند شد. برای اینکه بتوانیم پیامدهای چند وجهی کنترل آفاتی که بیش از یک عامل برای مقاومت دارند را درک کنیم شناخت وجوه تمایز بین مقاومت متقابل و چندگانه اهمیت دارد.

مقاومت متقابل

بسیاری از مقاومت ها تنها توسط یک فاکتور عمده ژنتیکی که وجه تمایز بین آفات مقاوم و حساس است ایجاد می شوند. وقتی تنها یک عامل موجب ایجاد مقاومت به چندین آفت کش می شود، این نوع مقاومت، مقاومت متقابل نامیده می شود. به عنوان نمونه، مکانیسمی که موجب مقاومت آفات به سم پاراتیون می شود به طور چشم گیری حساسیت آفات را به شمار دیگری از سموم ارگانوفسفره نیز کاهش می دهند، بنابراین زمانی که پاراتیون به دلیل مقاومت، کم اثر می شود برخی دیگر از سموم ارگانوفسفره نیز به دلیل بروز مقاومت متقابل کارایی خود را از دست می دهند.

نکته کلیدی در مورد مقاومت متقابل این است که تنها یک مکانیسم مسئول ایجاد مقاومت به چندین نوع آفت کش می باشد و مقاومت متقابل می تواند موجب ایجاد مقاومت به آفت کش هایی که شما هرگز بکار نبرده اید شود. مقاوم متقابل همچنین به این معنی است که در جایی که مقاومت به هر گروه آفت کش اتفاق می افتد، ممکن است دیگر گروه های آفت کش با مکانیسم اثر مشابه نیز کارایی ککمتری نشان دهند. به عنوان مثال ارگانوفسفره ها و کاربامات ها.

مقاومت چندگانه

مقاومت های چندگانه، این گونه است که دو مکانیسم مقاومت به صورت مستقل در زمان مواجهه با دو آفت کش مختلف حاصل می شود. هرچند این مقاومت ها توسط دو تغییر ژنتیکی جداگانه حاصل شده است و حساسیت آفت به یک آفت کش تاثیری روی حساسیت آن به آفت کش دیگر ندارد.

پایداری مقاومت

پایداری یا ناپایداری مقاومت آفت در باغ به فاکتورهایی نظیر نوع آفت، مواد موثره آفت کش و روش مبارزه بستگی دارد. افزایش مقاومت پایدار در جمعیت یک آفت زمانی اتفاق می افتد که یک آفت کش استفاده شود، ولی به طور قابل ملاحظه ای جمعیت آن آفت کاهش پیدا نکند. مقاومت ناپایدار نیز به طور مشابه با کاهش کشتار توسط آفت کش همراه است، ولی در بازه های زمانی که آفت کش استفاده نمی شود، مقاومت کاهش می یابد. از پدیده مقاومت موقت می توان برای مدیریت مقاومت بهره برداری کرد. می توان تحت مجموعه ای از شرایط با انجام تحقیق، طول طمانی که نیاز است تا ماندگاری مقاومت آفت برطرف شود را تخمین زد تا مقاومت به کمترین حدی که قبل از آخرین سم پاشی بوده کاهش پیدا کند. سپس می توان یک برنامه مدیریت مقاومت برای تناوب کاربرد آفت کش ها ایجاد کرد که اثر این مقاومت از بین برود. کوتاه ترین بازه زمانی که مواد موثره مشابه می تواند مورد استفاده قرار گیرند و همچنان اجازه می دهد تا ثر مقاومت از بین برود حداقل زمان بازنشانی (MRI) نامیده می شود.

اگر فاصله بین سم پاشی ها از حداقل زمان بازنشانی کوتاه تر باشد، گام به گام مقاومت افزایش خواهد یافت، ولی اگر فاصله زمانی بین سم پاشی ها بیشتر از این بازه زمانی باشد، افزایشی در مقاومت نخواهیم داشت. این بازه زمانی در محصولات و مناطق مختلف می تواند متفاوت باشد. زمانی که حداقل زمان بازنشانی برای یک سیستم تعریف شد، انتخاب چرخشی سموم به طور صحیح می تواند موجب رسیدن به کارایی مطلوب آفت کش ها شود.

عواملی که در ایجاد مقاومت تاثیر گذارند

محققان نشان داده اند که ایجاد مقاومت در آفات تحت تاثیر عوامل بیولوژیکی، اکولوژیک، ژنتیک و عملیاتی هستند.

  • عوامل بیولوژیک و اکولوژیک شامل خصوصیات آفات همانند نرخ تولیدمثل، تعداد نسل ها در سال و میزان تحرک گونه ها
  • خصوصیات باغ همانند مجاورت به باغاتی که مبارزه صورت نگرفته، سازگاری آفات با گونه های گیاهان میزبان برای رشد و تکثیر، مهاجرت آفات حساس و کارایی کنترل بیولوژیک
  • عوامل ژنتیکی شامل تعداد ژن های اعطاکننده و انتقال دهنده مقاومت، فراوانی و قدرت ژن های مقاوم در جمعیت آفت، توانایی هر کدام از آفات مقاوم برای رشد و تکثیر در مقایسه با جمعیت حساس به آفت کش خاص
  • فاکتورهای عملیاتی شامل ویژگی های سموم بکار رفته، آستانه های جمعیتی تعریف شده برای مبارزه با آفت، روش سم پاشی و تجهیزات آن، استراتژی مصرف سموم همانند تناوب مصرف سموم و اختلاط آن ها

در عمل، کشاورزان امکان تغییر بسیاری از این عوامل را ندارند. ولی کشاورزانی که کمترین میزان آفت کش را استفاده می کنند، موثرترین برنامه های مدیریت مقاومت آفات را دارند و پدیده مقاومت در شرایطی که از یک آفت کش مکررا در یک فصل رشد استفاده شود، قابل مدیریت نیست.

منبع:

کمیته باغبانی انجمن پسته ایران (1397) مدیریت مقاومت به آفتکش ها، مجله دنیای پسته، شماره 28.

کنترل ریزش جوانه های گل پسته

پدیده ی تناوب باردهی (Alternate bearing) که در برخی منابع فارسی به سال آوری ترجمه شده است، پدیده متداولی در درختان میوه بخصوص درختان پسته است. به عبارتی درخت یکسال محصول خوبی تولید می کند که به آن سال پرمحصول، پربار یا ON می گویند، ولی سال بعد محصول کمی تولید می کند که سال کم محصول، کم بار یا OFF خوانده می شود. تناوب باردهی در درختان پسته با سایر درختان میوه متفاوت است. در بسیاری از درختان میوه در سال پر محصول جوانه گل، انگیزش پیدا نمی کند و به عبارتی از تشکیل جوانه گل جلوگیری می شود، حال آنکه در درختان پسته معمولا همه ساله به اندازه کافی جوانه گل تولید می شود. اما طی مکانیسمی پیچیده شروع به ریزش می کنند. از نظر فیزیولوژی درخت، این پدیده طبیعی بوده، اما در باغداری مدرن تلاش می شود این نوسانات تولید به حداقل برسد. دلیل این امر هم این است که درصد خندانی، بدشکلی میوه و همچنین رشد رویشی شاخه و برگ ها تحت تاثیر میزان محصول درخت قرار می گیرد. به طور کلی نه فقط در درختان پسته، بلکه در همه ی درختان میوه ای که عادت تناوب باردهی دارند، این پدیده سبب کاهش کیفیت میوه در سال پر محصول و کاهش کمیت میوه در سال کم محصول می شود. از طرفی تنظیم باردهی درختان پسته و کاهش شدت تناوب باردهی سبب حضور مستمر در عرضه محصول در بازارهای داخلی و صادراتی می شود که اهمیت ویژه ای برای باغداران و صادرکنندگان دارد.

125با توجه به سابقه طولانی و قدمت کشت و کار پسته در ایران به نظر می رسد باغداران و محققین ایرانی زودتر از سایر محققین به پدیده ی ریزش جوانه گل پی برده باشند، اما متاسفانه این مشاهدات در کتاب، نشریه یا مقاله ای توسط ایرانی ها مکتوب نشده است. به نظر می رسد اولین بار پدیده ی ریزش جوانه ی گل پسته در سال 1938 توسط دانشمندی یونانی به نام آناگنوستوپولوس (Anagnostopoulos) مشاهده و مکتوب گردید که این پدیده را به آبیاری نامنظم باغ ها در طی فصل رشد و همچنین کاهش نیتروژن در دسترس خاک نسبت داد. پس از آن در سال 1951 دانشمند یونانی دیگری نظریه ارائه شده توسط این دانشمند را به طور کامل رد کرد و بیان داشت که آبیاری نامنظم و کود دهی نیتروژن مانع ریزش جوانه های گل پسته نمی شود. هرچند در سال 1950 دانشمند آمریکایی به نام جونز (Jones) و در سال 1957 محقق برجسته آمریکایی به نام وایت هاوس (White house) در زمینه پدیده تناوب باردهی و جوانه های گل پسته مقالاتی منتشر کردند، و از سال 1967 عملا تحقیقات جدی در زمینه ریزش جوانه های گل توسط دو دانشمند آمریکایی به نام های کرین و نلسون (Nelson, Crane) آغاز گردید و در سال 1971 گزارش گردید که پدیده تناوب باردهی و ریزش جوانه های گل پسته مکانیسمی کاملا متفاوت از سایر درختان میوه دارد و احتمالا به دلیل رقابت بین جوانه های در حال نمو و میوه های در حال پر شدن مغز برای جذب کربوهیدرات ها و مواد فتوسنتزی است. آن ها گزارش کردند که میوه های در حال پر شدن، محل جذب قوی تری بوده و موادغذایی را بیشتر به سمت خود جذب می کنند و جوانه های گل به دلیل کمبود مواد کربوهیدراته ریزش می کنند. این تئوری که تئوری کربوهیدراتی پدیده ریزش جوانه گل خوانده می شود، همچنان یکی از قوی ترین تئوری های مرتبط با این پدیده است. از سال 1971 تا کنون مقالات متعددی ارائه شده و جنبه های مختلف این پدیده را به صورت علمی مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین از دیدگاه علمی و با توجه به منابع منتشر شده، چندین تئوری در زمینه پدیده تناوب باردهی و ریزش جوانه های گل ارائه شده است. مهمترین این  تئوری ها، تئوری عوامل ژنتیکی، تئوری کربوهیدرات ها، تئوری عناصر غذایی، تئوری هورمون ها و مواد تنظیم کننده رشد و تئوری تنش های محیطی است. بحث درباره هر یک از این تئوری ها طولانی وپیچیده بوده که در حوصله خوانندگان نیست. واقعیت مساله این است که هیچ کدام از این تئوری ها به تنهایی پاسخگوی مکانیسم دقیق پدیده ریزش جوانه های گل نیست و از اینکه نقش کدامیک پر رنگ تر است، قضاوت دقیقی در دست نیست.

بسیاری تصور می کنند که ریزش جوانه های گل فقط یه مرحله دارد که از پر شدن مغز آغاز و تا زمان برداشت ادامه می یابد. حال اینکه این تصور دقیق نیست. واقعیت آن است که ریزش جوانه های گل پسته در سه مرحله اتفاق می افتد. مرحله اول از زمان تشکیل جوانه گل تا قبل از پر شدن مغز است که درصد این مرحله تا 40 درصد و گاهی بیشتر هم گزارش شده است. مرحله دوم که مرحله اصلی ریزش جوانه گل است. از زمان شروع پر شدن مغز تا تقریبا زمان برداشت ادامه می یابد. در این مرحله هم ریزش تا 50 درصد و گاهی بیشتر دیده می شود. اما به نظر می رسد که یک مرحله سومی هم در ریزش جوانه های گل پسته وجود دارد که از اواخر زمستان آغاز می شود و تا اوایل بهار ادامه دارد. هرچند درصد ریزش در مرحله سوم بالا نیست، ولی از دیدگاه پدیده شناسی ریزش جوانه گل اهمیت دارد. طبق آخرین نتایج بدست آمده، درصد ریزش جوانه گل در این مرحله در شرایط طبیعی آب و هوایی و تامین نیاز سرمایی بین 5 تا 15 درصد می باشد. البته این مرحله سوم بستگی به عوامل ژنتیکی (نوع رقم و پایه)، میزان تامین نیاز سرمایی، نوسانات آب و هوایی و رطوبتی و همچنین نحوه مدیریت باغ دارد. به نظر می رسد در صورت نوسانات شدید آب و هوایی، رطوبتی و همچنین مشکلات ناشی از عدم تامین نیاز سرمایی در برخی سال ها، درصد ریزش مرحله سوم به شدت افزایش یابد. از طرفی میزان ریزش جوانه های گل در درختان پرمحصول و کم محصول کاملا متفاوت است. بسته به عوامل مختلف ژنتیکی (نوع رقم و پایه)، شرایط محیطی و مدیریت باغ، در درختان پرمحصول بین 70 تا 98 درصد و درختان کم محصول بین 30 تا 50 درصد متغیر است.

پدیده تناوب باردهی از دیدگاه تکاملی، درختان را برای مواجه با شرایط نامساعد محیطی آماده کرده است. به عبارتی از نظر فیزیولوژی، درختان در اثر بروز این پدیده، دچار صدمه ای نمی شود. یعنی در حالت طبیعی و بدون دخالت انسان، چرخه و الگوی کربوهیدرات ها، هورمون ها، مواد تنظیم کننده رشد و عناصر غذایی بر اساس شرایط محیطی و میزان محصول درخت به صورت هوشمندانه ای تنظیم می گردد. گفته می شود در سال 1396 دو پدیده در مورد جوانه های گل، باغداران را به شدت نگران کرد:

اول ریزش شدید جوانه های گل در اوایل بهار و دوم عدم تبدیل جوانه رویشی به جوانه گل که در برخی ارقام و در برخی مناطق گزارش شده است. هرچند همان طور که بحث شد، ریزش جوانه گل در مرحله سوم امکان پذیر است و در حالت طبیعی بین 5 تا 15 درصد می تواند باشد، ولی ریزش های شدید در این مرحله به هیچ عنوان طبیعی نیست. همچنین عدم تبدیل جوانه رویشی به جوانه گل در برخی باغ ها و مناطق نیز کاملا نسبت به سال های گذشته غیرطبیعی است. با بررسی شرایط آب و هوایی امسال در مناطق پسته خیز استان کرمان و میانگین چهار سال گذشته مشخص است که انحراف از میانگین دمای بیشینه، کمینه و میانگین دما، اختلاف دمای شبانه روز و همچنین میزان بارندگی و روزهای ابری در مقایسه با سال های گذشته بالاست. به عبارتی شرایط آب و هوایی و رطوبت نسبی اوایل بهار سال جاری متفاوت از سال های گذشته و با نوسانات بیشتری همراه بوده است. لازم است توجه کنیم که تبدیل جوانه رویشی به جوانه گل و باقی ماندن جوانه های گل روی شاخه ها تحت عوامل متعددی است. اما نوسانات شدید آب و هوایی و تغییر الگوی دمایی و رطوبتی به طور مشخص می تواند میزان فتوسنتز و تولید کربوهیدرات ها را تغییر داده و تعادل بین هورمون های محرک رشد و بازدارنده رشد را به هم بزند و حتی ممکن است میزان جذب عناصر غذایی توسط جوانه ها نیز به شدت تحت تاثیر قرار گیرد. آنچه مسلم است برای تبدیل جوانه رویشی به جوانه گل مراحل متعددی بایستی طی شود و برای تبدیل موفق، نیاز به تعادل بین کربوهیدرات ها، عناصر غذایی و مواد تنظیم کننده رشد است. به نظر می رسد نوسانات شدید آب و هوایی، الگوی تعادلی ذکر شده را بر هم می زند.

همان طور که قبلا گفته شد تناوب باردهی پسته به معنی باقی ماندن تعداد قابل توجهی از جوانه های گل در سال کم محصول و ریزش بالای جوانه های گل در سال پرمحصول است. این یعنی نوسانات شدید تولید و تغییر در کمیت و کیفیت محصول که در مجموع به نفع باغدار نیست و بایستی کنترل شود. البته کنترل علمی این پدیده به طور کامل امکان پذیر نیست و به عبارتی از دیدگاه فیزیولوژیکی این پدیده غیرقابل اجتناب است، اما می توان به صورت معقولانه ای آن را کنترل کرد.

  • توصیه های فنی برای کنترل این پدیده چه هستند
  • پیشگیری

مهمترین عامل در کنترل تناوب باردهی و به تبع آن کنترل ریزش جوانه های گل، پیشگیری است که در دنیا به این مساله بسیار اهمیت داده می شود، اما در کشور ما توجه کافی به این مساله نشده است. به عبارت دیگر از آنجایی که میزان تناوب باردهی ارقام براساس شاخص تناوب باردهی معرفی می شود، هر رقم، شاخص تناوب باردهی مخصوص به خود دارد. این شاخص بین صفر تا یک می باشد، به طوری که هرچه شاخص تناوب باردهی به صفر نزدیکتر باشد یعنی آن رقم از نظر ژنتیکی نوسانات عملکردی پایین تری دارد که مطلوب است و هرچه به یک نزدیک تر باشد، یعنی بین میزان محصول دو سال یک رقم تفاوت زیادی وجود دارد که مطلوب باغدار نیست. در ایران طبق مطالعات انجام شده، رقم احمدآقایی نسبت به ارقام اکبری، کله قوچی و فندقی شاخص تناوب باردهی بالاتری دارد که حدود 0/7 درصد بوده و از دیدگاه اصلاحی بالاست. یعنی از نظر ژنتیکی تمایل بیشتری به نوسانات عملکردی دارد و از آنجایی که این رقم بسیار مورد توجه باغداران است، بایستی مدیریت باغ به صورت صحیح و با برنامه ریزی دقیقی انجام گیرد تا در حد امکان از نوسانات تولید محصول در سال های مختلف کاسته شود. در دنیا شاخص تناوب باردهی یکی از مهمترین شاخص های اصلاحی درختان پسته محسوب می شود یعنی به دنبال ارقامی هستند که تا حد امکان شاخص تناوب باردهی پایینی داشته باشند. در آمریکا ارقام جدید اصلاحی گلدن هیلز و لاست هیلز شاخص تناوب باردهی پایین (0/2 تا 0/3) دارند و رقم قدیمی تر کرمان شاخص تناوب باردهی 0/5 دارد که نشان دهنده اهمیت توجه به این شاخص در برنامه های اصلاحی پسته است. مدیریت تربیت و هرس درختان پسته اهمیت زیادی در کنترل تناوب باردهی درختان دارد که متاسفانه باغداران آگاهی و توجه کافی به این مساله مهم ندارند. با بازدید از مناطق پسته کاری، مخصوصا در استان کرمان، در نگاه اول متوجه می شویم که تربیت درختان از هیچ قاعده علمی پیروی نمی کنند. با اینکه بهترین نوع تربیت درختان پسته، تربیت جامی یا مرکز باز معرفی شده است، اما آگاهی کافی از این نوع تربیت و محاسن ویژه آن وجود ندارد. باغداران، هر شاخه ای که دارای جوانه گل باشد حتی با وجود آلوده بودن شاخه و قرارگیری آن در نقاط نامناسب و کور درخت، نگه می دارند و غافل از اینکه تمام شاخه ها نیاز به مواد غذایی بالایی دارند و به دلیل عدم تامین مواد غذایی کافی علاوه بر اینکه محصول مناسبی در همان سال تولید نمی کنند، ریزش شدید جوانه های گل روی همان شاخه ها نیز مشاهده می گردد. به نظر می رسد باغداران و کارشناسان مناطق مختلف پسته کاری بایستی با اصول صحیح و تربیت درختان پسته در سال های پرمحصول و کم محصول، تکنیک های علمی و عملی هرس را به صورت تدریجی در باغ ها اعمال کنند.

  • مدیریت بهینه تغذیه و آبیاری درختان پسته

یکی از مهم ترین عوامل حفظ جوانه های گل و کاهش شدت تناوب باردهی مدیریت بهینه تغذیه و آبیاری است. آنچه که مسلم است وضعیت تغذیه ای درختان در سال پرمحصول و کم محصول با هم کاملا متفاوت است که متاسفانه در بسیاری از باغ ها توجه کافی به این امر نمی شود. تنش های آبی و تغذیه ای و همچنین مشکلات ناشی از شوری آب و خاک با برهم زدن تعادل فیزیولوژیکی درخت، اختلال در فتوسنتز و تولید کربوهیدرات ها و به تبع آن عدم تعادل هورمون ها در جوانه های گل، سبب افزایش شدت ریزش آن ها می شوند.

  • مدیریت مناسب آفات، بیماری ها و علف های هرز

در اینجا بایستی توجه نمود که مدیریت مناسب آفات، بیماری ها و علف های هرز نقش مهمی در کاهش پدیده تناوب باردهی دارند. در برخی از سال ها که یک آفت طغیان می کند و در اوایل فصل رشد بسته به نوع آفت  به برگ، میوه یا جوانه به شدت حمله می کند، تعادل فیزیولوژیکی درخت از نظر سطح فتوسنتز کننده و میزان محصول را به شدت، تحت تاثیر قرار می دهد و قاعدتا پدیده ریزش جوانه های گل را شدت می بخشد.

کلام آخر

هرچند پدیده تناوب باردهی و ریزش جوانه های گل از دیدگاه فیزیولوژی به درخت آسیب وارد نمی کند، اما این پدیده مطلوب باغدار نیست و در کشورهای پیشرفته دنیا هم تمام تلاش خود را برای کنترل آن انجام می دهند. آنچه که مهم است استفاده از ارقام مناسب و سازگار هر منطقه، توجه به شاخص تناوب باردهی و مدیریت مناسب باغ از دیدگاه تربیت و هرس، تغذیه و آبیاری بهینه در سال های پرمحصول و کم محصول و همچنین مدیریت مناسب آفات، بیماری ها و علف های هرز تا حد قابل توجهی می توانند سبب کنترل ریزش جوانه های گل و کاهش شدت تناوب باردهی درختان پسته شوند.

منبع:

خضری، م (1396) کنترل ریزش جوانه های گل، مجله دنیای پسته، شماره 16

 

فراهمی نیتروژن و آهن از خاک غنی شده با پودر خون و تاثیر آن بر رشد گیاه

خون مهمترین فرآورده جانبی تولید شده در کشتارگاه ها است که در فرآیند رندرینگ با اعمال فشار و دمای زیاد به پودر خون تبدیل شده و در تغذیه دام و یا به عنوان کود استفاده می شود. خون در حدود 2/4 تا 8 درصد از وزن زنده بدن دام ها را شامل می شود و نیتروژن اصلی ترین بخش پروتئین خون است. خون منبع ارزشمندی از آهن آلی نیز هست. در میان کودهای آلی، پودر خون به دست آمده از فعالیت کشتارگاه ها تنها کود آلی حاوی نیتروژن قابل حل در آب می باشد که علاوه بر نیتروژن و آهن، فسفر و هورمون های مفید در رشد گیاهان، کمپلکس های آلی و اسیدهای آمینه سودمند را نیز دارا می باشد. زمانی که پودر خون در خاکی با شرایط گرم و مرطوب و با تهویه مناسب قرار می گیرد به وسیله باکتری ها به سرعت تجزیه شده و به آمونیوم تبدیل می شود. پودر خون در شرایط خاک های آهکی آزادسازی سریع تری داشته و بر اثر تجزیه آن pH خاک کاهش می یابد. در این ماده نسبت کربن به نیتروژن پایین و لیگنین به نیتروژن صفر است. این دو نمایه مهم نمایانگر معدنی شدن سریع تر و فراهمی بیشتر نیتروژن در این ماده می باشند. آهن خون به شکل کلات است که این امر موجب می شود آهن از واکنش های شیمیایی و تبدیل شدن به شکل های غیرقابل استفاده محافظت شود. گیاه ذرت از جمله غلات با ارزشی است که افزون بر تامین نیاز تغذیه ای بسیاری از مردم دنیا به ویژه در مناطق فقیر، اهمیت زیادی را نیز برای تامین موادغذایی دام ها دارد. در ایران نیز هم اکنون 14 هزار هکتار از اراضی کشور زیر کشت آن قرار دارد. کود نیتروژن معمولا تاثیر مثبت بر عملکرد و اجزای ذرت دارد و مصرف به موقع و مناسب این کود می تواند بر عملکرد ذرت تاثیر مثبتی داشته باشد. تامین نیتروژن موردنیاز گیاه به وسیله کودهای شیمیایی منجر به هدر رفتن نیتروژن از طریق نیترات زدایی، آبشویی نیترات و خارج شدن آن از دسترس گیاه و در نتیجه سرشار شدن سطح آب های زیرزمینی از نیترات می شود. در حالی که مواد آلی، همانند پودر خون، مانع آبشویی نیتروژن شده و نیترات زدایی کاهش می یابد که به این ترتیب خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک نیز بهبود پیدا می کند. از طرفی خون با دارا بودن مقدار زیادی آهن و ایجاد وضعیت اسیدی در خاک می تواند تاثیر مفیدی بر انحلال بیشتر ترکیبات آهن داشته باشد. از این رو کاربرد این ماده در کشاورزی به منظور حاصلخیزی خاک علاوه بر جلوگیری از هدرروی آن، به رفع مشکلات زیست محیطی نیز منجر خواهد گردید. هدف از انجام این تحقیق مطالعه روند آزادسازی نیتروژن و آهن از پودر خون و توان آن در تامین موادغذایی موردنیاز رشد ذرت بود.

 

منابع:

قربان زاده ن، حق نیا غ، لکزیان ا، فتوت ا (1387) فراهمی نیتروژن و آهن از خاک غنی شده با پودر خون و تاثیر آن بر رشد گیاه، مجله آب و خاک (علوم و صنایع کشاورزی)، جلد 22، شماره 2

بررسی مناطق زمستان گذران و مدیریت زمستانی علیه پسیل معمولی پسته

مناطق زمستان گذران و مدیریت زمستانی پسیل پسته در سال های 1388 و 1390 در باغات پسته رفسنجان مورد بررسی قرار گرفته شد. Agonoscena pistaciae Burckhardt & Lauterer در داخل باغ ها، در زیر برگ های پسته های قبلی و باقی مانده ی علف ها زمستان گذرانی می کنند. بیشترین تعداد پسیل های بالغ از اواخر پاییز تا اوایل بهار ظاهر می شوند. پسیل های ظاهر شده از مخلوط باقی مانده برگ ها با علف های هرز، 15 برابر بیشتر از پسیل هایی هستند که از زمین های عاری از هرگونه بقایای گیاهی خارج شده بودند. شخم زدن باغات در فصل زمستان باعث کاهش قابل توجهی از جمعیت حشرات زمستان گذران شد. بهداشت باغات مانند حذف و دفن بقایای گیاهی در اوایل دی و اوایل اسفند نقش مهمی در کنترل جمعیت پسیل معمولی پسته دارد و باعث کاهش جمعیت حشرات زمستان گذران می شود.

مقدمه

زمستان گذرانی یعنی فرآیندی که حشره زمستان را می گذراند و قادرند تا شرایط نامساعد محیطی مانند زمستان یا خشکسالی را ( از طریق دوره خفتگی یا دیاپوز که باعث کاهش عملکرد بدن می شود تا زمانی که شرایط محیطی برای بار دیگر مطلوب گردد ) تحمل کنند. این دوره به دلیل اینکه حشرات جابجایی ندارند زمان خوبی برای کنترل جمعیت آفت است.

پسیل معمولی پسته یکی از آفات جدی باغات پسته در سراسر مناطق پسته خیز ایران در 40 سال گذشته است. پوره ها به سرعت پس از جوانه زنی درختان در اوایل فروردین رشد می کنند. تراکم بالای جمعیت پوره ها و بالغین در هنگام جوانه زنی درختان و پر شدن کامل مغز پسته، باعث ضرورت استفاده از حشره کش ها می شود. تولیدمثل در فرم زمستانه پسیل پسته به دلیل کوتاه شدن طول روز و کاهش دمای محیط، متوقف می شود تا زمانی که طول روز و دمای محیط افزایش یابد. فرم تابستانه پسیل پسته رنگ روشن تری در مقایسه با فرم زمستانه دارد و از نظر جثه نیز کوچک تر از فرم زمستانه اند. استراتژی هایی مانند کاشت گیاهان علفی جهت استفاده از شکارگران می تواند در تغییر جمعیت آفت مورد استفاده قرار گیرد.

بررسی زیست شناسی آفت در تدوین برنامه های مدیریت تلفیقی آفات امری ضروری است. هدف از این تحقیق، تعیین مکان های زمستان گذران جهت مدیریت زمستانه پسیل پسته و ارزیابی تاثیرات بالقوه چنین مدیریت زمستانه روی جمعیت آفت است.

ماده و روش

-مناطق زمستان گذران و زمان ظهور پسیل معمولی پسته

مکان های زمستان گذران و زمان ظهور بالغین پسیل پسته در باغات رفسنجان در زمستان سال های 1388 و 1389 بررسی شد. آزمایشات روی باغ پسته به وسعت 5 هکتار با درختان 40 ساله رقم احمد آقایی صورت گرفت. از تله های ظهور برای به دام انداختن پسیل های زمستان گذران استفاده شد. هر تله ظهور نیز از یک جعبه فلزی تشکیل شده بود که 1 مترمربع از سطح زمین را می پوشاند.

-مناطق زمستان گذران

تله های ظهور در 5 منطقه مورد استفاده شد:

  • در منطقه ای که برگ های ریخته شده پسته از فصول گذشته روی سطح زمین باقی مانده بود.
  • منطقه ای با بستر گیاهی از بقایای علف های هرز و برگ های ریخته شده پسته
  • در منطقه ای که بقایای علف های هرز وجود داشت
  • حاشیه باغ ها
  • زمین های عاری از هرگونه بقایای گیاهی

8 تله برای هر منطقه قرار داده شد. تله های مناطق 1 و 2 در زیر درخت گذاشته و تله های ظهور را هر دوسال یک بار در 6 اسفند نصب شد. هر 3 روز تله ها بررسی شدند. این آزمایش 60 روز به طول انجامید و سپس تعداد حشرات به دام افتاده در تله ها شمارش شدند. بیشتر حشراتی که در این تله ها به دام می افتند در واقع حشراتی بودند که در آن موقعیت قرار داشتند.

-زمان ظهور

به منظور پیش بینی زمان ظهور پسیل پسته برای مدیریت زمستانی، تله های ظهور را در سطح خاک قرار داده و توسط برگ های پسته ریخته شده و بقایای علف های هرز پوشانده شدند. 17 تله برای هر تکرار استفاده شد.

-تاثیر شخم زمستانی روی کاهش تراکم حشرات زمستان گذران

آزمایشاتی جهت سنجش ارزش شخم زمستانی روی مرگ و میر حشرات بالغ زمستان گذران پسیل در سال های 1388 و 1389 انجام گرفت. تله های ظهور روی سطح خاک باغ در 8 موقعیت مختلف قرار داده شد:

  • شخم زدن خاک های پوشیده با، برگ های قدیمی پسته که از فصل های گذشته باقی مانده بودند.
  • عدم شخم خاک های پوشیده از برگ های پسته های قدیمی
  • شخم زدن خاک های پوشیده از بقایای علف های هرز
  • عدم شخم خاک های پوشیده از بقایای علف های هرز
  • شخم زدن خاک های پوشیده از برگ و علف هرز
  • عدم شخم خاک های پوشیده از برگ و علف هرز
  • شخم زدن خاک های عاری از هر گیاهی
  • عدم شخم خاک های عاری از هر گیاهی

در هر سال مناطق مختلفی مانند شرایط همین آزمایش مورد بررسی قرار گرفت. قسمت های شخم نخورده در هر سال نیز شخم نخورده باقی ماندند و مناطقی که شخم زده شده بودند نیز با عمق 30 سانتی متر در 1 اسفند شخم زده شدند. از تله های ظهور برای این آزمایش استفاده شد.

آنالیز

داده های بدست آمده توسط برنامه MINITAB آنالیز شدند.

نتایج

 مناطق زمستان گذران و زمان ظهور افراد زمستان گذران

-مناطق زمستان گذران

پسیل های جمع آوری شده در 5 منطقه تفاوت معناداری داشتند. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد پسیل های زمستان گذران در منطقه ای یافت شدند که پوشیده از برگ های پسته و علف های هرز بودند. کمترین تعداد نیز در زمین های عاری از هرگونه بقایای گیاهی یافت شد.

-زمان ظهور

اولین جمعیت در تله های ظهور 9 اسفند سال های 1388 و 1389 ظاهر شد. کمترین تعداد در 27 اسفند سال 1388 و 24 اسفند سال 1389 و بیشترین تعداد نیز بین 15 اسفند و 17 فروردین ظاهر شد.

-تاثیر شخم زمستانی روی کاهش تراکم حشرات زمستان گذران

تعداد پسیل های بالغ در مناطق شخم زده با مناطق شخم نزده تفاوت معناداری داشتند. شخم با عمق 30 سانتی متر باعث مرگ ومیر سنگین پسیل های بالغ زمستان گذران در 4 منطقه مورد آزمایش شد و تعداد کمی پسیل پسته باقی مانده بودند.

بحث

در طبیعت جمعیت پسیل معمولی پسته اوایل آبان، زمانی که طول روز 12 ساعت است به شکل زمستان گذران تغییر می کنند (در دمای کمتر از 20 درجه سانتی گراد) زیرا فرم تابستان قادر به تحمل زمستان نبوده و همه پسیل ها می میرند. در این تحقیق فرم زمستانه مورد مطالعه قرار گرفته شد که طی یک دوره طولانی به وجود آمده بودند. تحقیقات نشان داد که حشرات زمستان گذران به طور کلی در زیر بقایای گیاهی باغ مانند برگ های قدیمی پسته و علف های هرز و همچنین در حفره های موجود در خاک های عاری از بقایای گیاهی پنهان می شوند و تعداد پسیل هایی که در زیر برگ های پسته و بقایای علف های هرز زمستان گذرانی کرده بودند 15 برابر بیشتر از پسیل هایی بودند که در زمین عاری از بقایا یافت می شوند. همچنین حاشیه باغ به عنوان منطقه مناسب جهت تابستان گذرانی برای پسیل پسته می باشد. هاکینسون (1974) بیان می کند که تعداد کمی از گونه های پسیل زمستان گذران، گیاه میزبان خود را به عنوان پناهگاه زمستانی خود انتخاب می کنند. اکثر پسیل ها در زمین هایی که پوشیده از برگ های قدیمی پسته و علف هرز بودند، یافت شد. این مناطق به عنوان پناهگاهی مناسب در شرایط نامساعد محیطی در زمستان می باشند چرا که در بین ردیف های باغات هستند و در معرض تابش خورشید قرار دارند و حاوی از برگ و علف هرز هستند و توسط ماشین آلات، خاک این منطقه فشرده می شود. در حال حاضر، علف های هرز بین ردیف های باغات پسته با استفاده از کولتیواتور در فصل بهار و تابستان حذف می شوند. داده های مربوط به حشرات زمستان گذران در تصمیمات مدیریت زمان کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد. بسیاری از تحقیقات به تاثیر شخم روی تراکم جمعیت آفات، نماتدهای زیان آور، علف های هرز و اسکلروتیای قارچ در محصولات کشاورزی مختلف انجام شده است که در برخی از آن ها، عملیات خاکورزی اثرات مثبتی داشته اما این عوامل در بسیاری از مطالعات نتایج دلگرم کننده ای نداشتند. اطلاعات در دسترس، اثر سیستم های خاکورزی بر جمعیت آفاتی مانند Helicoverpa armigera (Hübner) (Lepidoptera: Noctuidae) ، Anthonomus grandis Boheman (Coleoptera: Curculionidae)، Ostrinia nubilalis (Hübner) (Lepidoptera: Crambidae) و Loxostege sticticalis Linnaeus (Lepidoptera: Pyralidae) را نشان می دهد. این تحقیق نیز نشان داد که پس از شخم زدن در فصل زمستان تعداد پسیل های گرفتار شده در تله های ظهور به طور معناداری کمتر بود. نتایج مطالعه کنونی نشان می دهد که شخم باغ های پسته از اوایل دی تا اوایل اسفند با عمق 30 سانتی متر بین ردیف ها می تواند بسیار مفید باشد. علاوه بر این توصیه می شود که تمام بقایای گیاهی در حاشیه باغ ها حذف شود. مطالعه حاضر نشان می دهد که استفاده از شیوه های بهداشتی باغات در طول زمستان می تواند کاهش قابل توجهی در جمعیت افراد بالغ زمستان گذران داشته باشد. براساس نتایج کنونی شیوه های باغبانی مناسب در طول زمستان می تواند تا حدی نیاز به کاربرد سموم شیمیایی را کاهش دهد و کاهش جمعیت حشرات زمستان گذران را به همراه دارد. این اطلاعات برای درک زیست شناسی هرچه بهتر پسیل پسته ضروری است.

*با تشکر ویژه از جناب آقای دکتر محمدرضا مهرنژاد بابت اجازه درج این مقاله در وبسایت شرکت به ثمر کویر

منبع: 

Mehrnejad,M R, 2018, investigation into the overwintering and winter-management of the  common pistachio psyllid, Agonoscena pistaciae ( Hemiptera : aphalaridae), a major pest in pistachio plantations, Zoology and Ecology

نقش pH در جذب عناصرغذایی

pH خاک یک ویژگی است که اسیدیته یا قلیایی بودن خاک را توصیف می­ کند. خاک­ هایی که pH بالای 7 دارند را قلیایی، پایین­ تر از 7 را اسیدی و خاک ­هایی با pH برابر 7 را خنثی می­ گویند. pH در بسیاری از واکنش ­های شیمیایی خاک اهمیت دارد. همچنین برخی از مواد مغذی گیاهی به شدت تحت تأثیر pH خاک قرار می ­گیرند. مطالعات نشان داده است که اکثر مواد مغذی گیاهی در محدوده 6/5 تا pH 7/5 به طور مطلوب برای گیاهان در دسترس هستند، به علاوه این محدوده pH به طور کلی بسیار سازگار با رشد ریشه گیاه است. به طوری که در pH های پایین عناصر آهن، منگنز و بر و در pH های بالا عناصری مانند نیتروژن و گوگرد بیشترین قابلیت جذب را دارند. به طور کلی اعتقاد بر این است که اگر pH برای جذب بهینه فسفر 6/5 تنظیم شود، مابقی عناصر نیز به اندازه موردنیاز جذب گیاه خواهد شد. در تصویر زیر تاثیر pH در دسترس بودن و قابلیت جذب عناصرغذایی را نشان می ­دهد، به نحوی که هرچه نوار مربوط به هریک از عناصر غذایی پهن­تر باشد، قابلیت جذب بیشتر خواهد بود مثلا بیشترین جذب آهن در دامنه 4 تا 6 صورت می ­گیرد. بنابراین با توجه به اهمیت pH در جذب عناصر غذایی برای گیاه بایستی به طور منظم هر 2 تا 3 سال، نمونه برداری و آزمایش از خاک مزرعه به منظور تعیین میزان pH خاک صورت بگیرد.

ففف

Jensen and L.Thomas, 2010, Soil pH and the Availability of Plant Nutrients, IPNI Plant Nutrition TODAY, No. 2, www.ipni.net/pnt

روغن های باغبانی

از روغن های باغبانی بیشتر به منظور کنترل انواع حشرات و کنه های مضر سبزیجات و گیاهان گلخانه ای، محصولات زراعی و گیاهان زینتی استفاده می شود. این روغن ها به صورت رقیق شده در کنترل بیماری هایی مانند سفیدک سطحی نیز کاربرد دارند.

روغن ها از طریق خفه کردن حشره (بسته شدن اسپیراکل ها یا دریچه های تنفسی) باعث مختل کردن فرایندهای متابولیسمی آفت می شود. همچنین روغن ها از انتقال ویروس ها توسط حشرات مکنده مانند شته ها نیز جلوگیری می کنند. روغن های مورد استفاده برای مهار انتقال ویروس ها، روغن های سبک نامیده می شوند.

روغن ها در مقایسه با سموم حشره کش حداقل میزان سمیت را دارند و برای انسان ها و دشمنان طبیعی کم خطر هستند، بنابراین می توانند با برنامه های کنترل بیولوژیک ادغام شوند.

روغن ها به سرعت از طریق تبخیر تجزیه شده و باقیمانده کمی از خود بر روی محصولات به جای می گذارند. به راحتی با تجهیزات اسپری قابل استفاده هستند و می توانند با بسیاری از سموم دیگر ترکیب شوند و عملکرد آن ها را افزایش دهند.

از محدودیت های روغن ها میتوان پتانسیل کم آن ها را نام برد که در واقع ، در برخی موارد باعث کاهش آسیب های گیاهی می شود. همچنین روغن ها باعث تیره شدن قسمت هایی از گیاه می شوند. که این مشکلات در برخی روغن های جدید تا حد زیادی ازبین رفته اگر به درستی استفاده شوند.

اساسا همه ی روغن های باغبانی با نام های تجاری (SunsprayR, ScalecideR, VolckR  و …)، محصولات فراوری شده ی نفتی هستند که به عنوان روغن های معدنی شناخته می شوند. ناخالصی های موجود در نفت ( مانند آلیاژهای حاوی گوگرد و نیتروژن) باعث آسیب رساندن به گیاهان می گردند که آن ها را حذف می کنند و در فرمولاسیون نهایی نیز، روغن ها را با یک عامل امولسیون کننده ترکیب می کنند تا به روغن این اجازه را دهد که بتواند با آب مخلوط شود .

روغن های گیاهی نیز می توانند به عنوان حشره کش های گیاهی استفاده شوند. اگرچه نوع روغن می تواند تا حد زیادی بر فعالیت حشرات تاثیر بگذارد.

روغن دانه پنبه، سویا و یا روغن های گیاهی مورد استفاده در پخت وپز نیز می توانند اغلب کنترل خوبی برای تعدادی از حشرات و کنه ها فراهم کنند.

عصاره دانه های درخت Azadirachta indica به تازگی به عنوان یک منبع جهت کنترل آفات گیاهی مورد توجه قرار گرفته است. ترکیبات موجود در دانه های A. indica  بخصوص آزادیراکتین به عنوان حشره کش های مفید هستند.

کنترل حشرات و کنه ها

از لحاظ تاریخی علت اصلی مصرف روغن ها به دلیل اثربخشی آنها در کنترل آفات گیاهی در زمان قبل از تورم جوانه های درختان میوه است.

با پیشرفت در پالایش نفت، میزان آسیب در گیاهان کاهش یافته به همین دلیل استفاده بالقوه از روغن ها نیز افزایش یافته است.

اختلاط روغن ها با سایر حشره کش ها پایداری کنترل را افزایش می دهند. کنه های تارتن و سفیدبالک ها از آفات شایعی هستند که در طول فصل رشد توسط روغن ها کنترل می شوند.

توجه

در صورت استفاده از روغن ها نکات زیر را رعایت فرمایید:

  • از روغن پاشی بر روی گیاهان حساس به روغن (گردوی سیاه، صنوبر داگلاس، درخت عرعر و سدر، افرا به خصوص ژاپن و افرا قرمز و …) خودداری کنید.
  • از روغن پاشی در زمانی که درجه حرارت بیش از حد (بیش از 100 درجه فارنهایت) یا کم (در زیر نقطه انجماد) است، خودداری کنید. محدودیت های دما در درجه اول مربوط به وضعیت تنش خشکی گیاه است. گیاهان تحت استرس اغلب آسیب می ببینند. شرایط خشک بدون تنش ، به طور کلی خطر آسیب های روغن را در گیاه کاهش داده، زیرا تبخیر سریع تر انجام می گیرد.
  • روغن پاشی را در شرایط یخ زدگی انجام ندهید زیرا باعث می شود که امولسیون شکسته شده و پوشش ناهمواری را ایجاد کند.
  • هنگامی که شاخه ها در حال رشد هستند روغن پاشی را انجام ندهید.
  • درمان های پاییزه گاهی اوقات باعث افزایش حساسیت به آسیب های زمستانی در گیاهان می شوند بنابراین تا حدامکان از درمان گیاهان در پاییز خودداری کنید.
  • از اختلاط روغن ها با سموم گوگردی مانند کاپتان، زینب و .. خودداری کنید . درصورت نیاز به سمپاشی با سموم گوگردی،فاصله یک ماه را از زمان روغن پاشی رعایت نمائید.

 

منبع:

W. S. Cranshaw and B.Baxendale (2013) insect control: horticultural oils, Colorado State University Journal, No: 5.569

خاک هاي شور و قليايي

وجود املاح در خاک از حد معيني که تجاوز نمايد محدودیت رشد گياهان درخاک فراهم مي گردد. لذا اين گونه خاک ها بايستي به عنوان خاک هاي شور ازساير خاک هاي بدون عارضه شوري در تهيه نقشه هاي خاکي مجزا گردند.

خاک ها را از نقطه نظر استعداد زراعي به درجات زير تقسيم کرده اند:

  • درجه صفر: اين گونه خاک ها عاري از نمک بوده و هيچ گونه محدوديتي از نظر رشد گياه ندارند.
  • درجه 1: نمک موجود در خاک در حدي است که در وضع رشد گياهان حساس اثر گذاشته ولي در رشد گياهان نمک دوست بي تأثيراست.
  • درجه 2: مقدار نمک خاک در حدي است که رشد معمولي هر گونه گياه را مي کاهد.
  • درجه 3: نمک خاک زياد است و فقط تعداد محدودي از گياهان در اين گونه خاک ها مقاومت مي کنند (گياهان مقاوم به شوري)

خاک هاي شور :

در اين گونه خاک ها نمک موجود در حدي است که رشد اغلب گياهان به مخاطره مي افتد. مقدار هدايت الکتريکي Ec خاک هاي شور از 4 دسی زیمنس بر متر  بيشتر و درصد سديم تبادلی آن کمتر از 15 و PH آن نيز معمولاً از 5/8 کمتر مي باشد.

خاک هاي قليايي:

در اين گونه خاکها سديم قابل تبادل خيلي زياد و برعکس نمک محلول آن کم مي باشد. هدايت الکتريکي (E.c) خاک هاي قليايي کمتر از 4 دسی زیمنس بر متر و سديم قابل تبادل آن بيشتر از 15 است. مقدار PH اين خاکها بيشتر از 5/8 است و مي تواند تا 10 هم برسد.

خاک هاي شور و قليايي

در اراضي شور و قليايي مقدار سديم آزاد (سديم محلول) و سديم قابل تبادل زياد مي باشد. لذا EC آنها بيشتر از 4 دسی زیمنس بر متر و سديم قابل تبادل آنها نيز بالاتر از 15 است. مقدار PH در اين خاک ها بالاي 5/ 8 است.

اصلاح خاکهای شور:

یک روش خیلی  ساده برای اصلاح خاکهای شور آبشویی می باشد که با آب با شوری پایین وکیفیت بالا صورت می گیرد.

مشکلات آبشویی خاک های شور:

   فقدان یا كمبود آب با كيفيت مناسب به ويژه در مناطق خشك و نيمه خشك علي الخصوص زماني كه فصل رشدمان با تاخير همراه باشد .

   وجود سفره آب زيرزميني در نزديكي سطح زمين ، اگر سطح سفره بالا باشد شوري خاك را تشديد مي كند و راه حل اين مشكل تنها زهكشي است .

   وجود سخت كفه در خاك كه تقريبا همان مشكل بالا را ايجاد مي كند ، در رابطه با سخت کفه یا کفه شخم باید از شخم عميق استفاده كرد يا از لوله هاي زهكش استفاده نمود.

   عدم مسطح بودن اراضي كه قبل از آبشويي نياز به تسطيح اراضي داريم .

   كم بودن سرعت نفوذ آب در خاك يا كم بودن هدايت هيدروليكي خاك كه اگر به دليل سله باشد بايستي سله شكني صورت گيرد يا هدايت هيدروليكي خاك را با اضافه كردن ماده آلي و ايجاد ساختمان مطلوب در خاك بالا برد.

اصلاح خاك هاي سديمي و شور – سديمي :

اگر خاك سديمي باشد راه هاي اصلاح آن مشخص است ولي اگر شور- سديمي باشد بدترين كار اين است كه ابتدا مشكل شوري را برطرف كنيم و خاك را به خاك سديمي تبديل كنيم، در اين مواقع ابتدا بايد مشكل سديمي بودن را برطرف كرد بعد مشكل شوري را ، حتي يكي از راه هاي اصلاح خاك هاي سديمي تبديل آنها به خاك هاي شور- سديمي است كه البته اين راه اصلاح فرآيند كندي است .

🌱ساختار اسیدهای آمینه در گیاهان

اسیدهای آمینه زیرواحدهای پروتئین ها می باشند که دارای یک گروه  COOH  کربوکسیل و NH2 و یک گروه هیدروژن و گروه  R جانبی می باشند.

 گروه  R در اسیدهای آمینه متفاوت بوده و بر طبق نوع گروه R ، ما دارای بیست نوع اسید آمینه می باشیم.

 در صورتی که گروه NH2  در سمت راست ساختار اسید آمینه قرار گرفته باشد، به آن نوع ∆  و در صورتیکه در سمت چپ ساختار قرار گرفته باشد، به آن نوع  L میگویند  و تنها اسیدهای آمینه نوع  L در بیوسنتز پروتئین ها به کار برده می شوند.

 اسیدهای آمینه به دو دسته ضروری و غیرضروری تقسیم بندی می شوند .

 اسیدهای آمینه ضروری به آن دسته از اسیدهای آمینه گفته می شود که گیاه قادر به سنتز آنها نبوده و باید در اختیار گیاه قرار بگیرد. اسیدهای آمینه غیرضروری به آن دسته‎ای می گویند که گیاه قادر به سنتز آنها می باشد. هر کدام از اسیدهای آمینه در فیزیولوژی گیاه نقشی را برعهده دارند. به طور مثال:

آلانین: در سنتز کلروفیل و در تنظیم باز شدن روزنه های گیاهی، در گرده افشانی، و در مقاومت به خشکی نقش دارد.

پرولین: در جوانه زنی دانه های گرده، در استرس شوری، و مقاومت به شرایط خشکی و دما نقش دارد.

 گلوتامیک اسید: در جوانه زنی بذر و به عنوان یک پیش ساز در سنتز کلروفیل کاربرد دارد. گلوتامیک اسید همچنین در سنتز سایر اسیدهای آمینه نیز نقش دارد.

گچ در کشاورزی

  •  عموما در فصل زمستان، عملیات اصلاح خاکهای شور و قلیا و سنگین انجام می‌شود. بهترین ماده‌ اصلاح‌کننده‌ی ارزان و در دسترس، سولفات کلسیم و یا همان گچ است. برای اصلاح خاک باید گچ را روی سطح خاک بطوریکنواحت پخش کنید.هرگز آن را داخل کانال کود که کودهای فسفره دارند نریزید؛چون گچ در صورت تماس با کودسوپرفسفات آن را تبدیل به برخی املاح کم محلول تا نامحلول می‌کند. بنابراین سعی شود گچ در سطح خاک پاشیده شود و به دنبال آن آبیاری سنگین صورت گیرد. در زیر برخی ویژگی های گچ بیان شده است:
  •  گچ موجب بهبود و استحكام ساختمان خاك مي شود.
  • گچ جهت اصلاح خاكهاي سديمي و كاهش pH خاكهاي سديمي استفاده مي شود.
  • گچ جهت اصلاح خاكهاي رسي و داراي لايه متراكم استفاده مي شود.
  • گچ پايداري مواد آلي در خاك را افزايش مي دهد.
  • استفاده از گچ موجب اصلاح نسبت كلسيم به منيزيم به نفع كلسيم مي شود.
  • گچ به جذب عناصر غذايي توسط گياه كمك مي كند و سميت عناصر فلزي سنگين را كاهش مي دهد.
  • گچ موجب افزايش كيفيت ميوه شده و از بعضي بيماريهاي گياهي نيز جلوگيري مي كند.
  • گچ موجب كاهش وزن مخصوص ظاهري خاك مي شود.
  • گچ اثر سمي كلرور سديم را كاهش مي دهد.
  •  استفاده از گچ بازده آب آبياري را افزايش مي دهد و ميزان فرسايش و توليد روان آب را درزمين هاي شيب دار كاهش مي دهد که مانع از ايجاد شرايط غرقابي در خاك مي گردد.
  • گچ از كلوخه اي شدن خاك پس از شخم جلوگيري مي كند و نفوذ عمقي آب آبياري افزايش مي يابد.
  • اضافه كردن گچ به خاكهايي كه عبور و مرور ماشين آلات و يا وزش باد ملايم موجب بلند شدن گرد و خاك از سطح آنها مي شود، مقدار گرد و غباربلند شده از سطح اين اراضي به مقدار قابل توجهي كاهش مي يابد.

بیماری سرخشکیدگی ( خشكيدگي سرشاخه ) درختان پسته

بیماری سرخشکیدگی ( خشكيدگي سرشاخه ) درختان پسته

اخیرا بيماري خشكيدگي سرشاخه درختان پسته شيوع زيادي در برخی مناطق پسته خیز پيدا كرده است. اهميت این بيماري بحدي است كه در پاره اي از موارد خسارات هنگفتي به باغداران تحميل كرده است. بررسي منابع علمي موجود نشان مي دهد كه تا كنون در كشورهاي پسته خيز جهان بيش از 53 گونه قارچ برای درختان پسته گزارش شده است كه مي توانند به نوعي خشكيدگي سرشاخه و سوختگي يا شانكر ايجاد كنند. در سال های اخیر در ایران و آمریکا قارچ های مختلفی بعنوان عامل سرخشکیدگی درختان پسته معرفی شده اند. درایران علاوه بر قارچها، عوامل باکتریایی نیز بعنوان عامل سرخشکیدگی درختان پسته معرفی شده اند. قارچ های ناتراسیا، سیتوسپورا و پسیلومایسز به عنوان عوامل اصلي بيماري سر خشكيدگي درختان پسته معرفي شده اند. قارچ هاي ايجاد كننده بيماري  خشكيدگي سرشاخه درختان پسته ، قارچهاي فرصت طلب ( براي ايجاد آلودگي نياز به راه  نفوذ دارند) هستند. آلودگي از طريق زخم هاي مكانيكي ناشي از هرس، محل تغذيه حشرات چوبخوار، محل جدا شدن خوشه از شاخه ها، تركهاي ناشي از سرما ، يخبندان و آفتاب سوختگي ايجاد مي شود. قار چ هاي ايجاد كننده بيماري در هنگام مساعد شدن شرايط تغذيه اي و دمايي شروع به رشد و توليد مثل مي كنند. وقوع آلودگي در تمام فصول سال اتفاق مي افتد اما بيشترين آلودگي در زمان هرس ، برداشت محصول و یا در فصل بهار و به محض مساعد شدن شرايط دمايي اتفاق مي افتد.

علايم بيماري

علايم بيماري به صورت سياه شدگي پوست در سر شاخه ها نمايان مي شود. سياه شدگي در اكثر موارد از محل زخم هاي هرس يا زخم هايي است كه به صورت ناخواسته روي درخت ايجاد مي شود. به تدريج ناحيه نكروزه به طرف پايين سرشاخه پيشرفت كرده و دور تا دور سرشاخه را فرا گرفته و از آن قسمت به سمت بالای سرشاخه ها خشك مي شوند. قسمت هاي آلوده كمي فرو رفتگي دارند و به صورت نوارهاي تيره ظاهر مي شوند. زماني كه آلودگي  شاخه را فرا گيرد قسمت هاي انتهايي شاخه شامل برگها، جوانه ها و خوشه ها به صورت كامل پژمرده و چروكيده مي شوند. كوچكترين زخم و آسيب روي قسمت هاي مختلف سرشاخه كافي است كه قارچ  هاي عامل بيماري به پوست سرشاخه نفوذ پيدا كنند. گاها در برخی نقاط سرخشکیدگی های قارچی توامان با آفت سوسک پوستخوار پسته است. زیر ناحیه سیاه شده قارچی سوسکهای پوستخوار فعالیت زیادی دارند.

راهکارهای مبارزه با بیماری

هرس شاخه هاي آلوده به ميزان 10 تا 15 سانتي متر از زير قسمت سياه شده و سوزاندن آنها،

ريشه كني و سوزاندن درختهاي آلوده،

تقويت درختان با كود دهي مناسب،

آبياري منظم،

پرهيز از ايجاد زخم هاي ناخواسته روي سرشاخه ها،

ضد عفوني ادوات هرس ،

محلول پاشي درختان با ترکیبات مسی مانند کودی کوبر،

کاهش دادن شوری آب و خاک، و….

چون بیماری یک بیماری چند فاکتوره است مبارزه با بیماری دشوار است و تغییر پیوند هم در بسیاری نقاط با شکست همراه بوده است اما اساس مبارزه با بیماری تقویت درختان است. در مورد درختانی که از مدیریت باغی خوبی برخوردار هستند بیماری شدت کمتری دارد و حداقل قابل تحمل است مثلا در با غهایي که تغذيه و آبياري مناسب و به موقع صورت می گیرد  اين بيماري شيوع کمتری دارد.